تبليغاتX
..::عاشقان موسیقی::..
..::عاشقان موسیقی::..
تقديم به اولين استاد موسيقي ام...


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 :: 18:2 :: توسط : MaHdI


اين ساز جزو ساز هاي مضرابي و حدود صوتي آن دو ونيم اكتاو است ، به وسيله ناخن  سبابه  نواخته مي شود جنس سه تار از چوب و فلز جهت سيم ها است براي اين ساز هم سيم موسيقي تعريف نشده استكاسه و صفحه : توت

دسته و گوشي : گردو

سيم گير ، خرك : شمشاد

شيطانك : شاخ يا اسخوان


  
   

سه تار را به دو روش خود رنگ و آستر رنگ مي شود كه در روش خود رنگ بعد از پرداخت نهايي روي ساز لاك الكل زده مي شود ولي در آستر قبل از لاك آستر گردويي يا فندوقي و ... به عنوان زير كار به ساز مي زنند.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه یکم بهمن 1387 :: 22:34 :: توسط : MaHdI

خیلی ها انتقاد کرده بودند که چرا در موضوعات مطالب دانلود موسیقی زدم اما مطلب چندانی ندارم توصیه می کنم برای دانلود اینجا را کلیک کنید.اما این پست هم بعنوان شروع کار بد نیست.

دانلود مستقیم

دانلود کد

دانلود با حجم 1.88 مگا بایت


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه سی ام دی 1387 :: 23:8 :: توسط : MaHdI

همان طور که در عکس‌ها ملاحظه می‌کنید، گونه‌های مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند. یا شکل اجزا و یا جنس آن‌ها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتا اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همین‌ها هستند.

1.سردسته
2.خرک
3.گوشی‌ها (برای کوک کردن ساز)
4.فرت (Fret)
Truss Rod.5 (پیچی ست که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود)
Inlays.6 (تزئیناتی هستند که نقش راهنما را دارند و معمولا پشت فرت‌های ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار می‌گیرند)
7.دسته
Heel.8 (اتصال بدنه با دسته)
9.بدنه
10.پیکاپ‌ها (pickups)
11.قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا)
12.خرک پایینی (Bridge)
13.صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفا برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در .اثر برخورد پیک به مرور زمان)
14.صفحهٔ پشتی
15.صفحهٔ جلویی
16.قسمت‌های جانبی
17.سوراخ صدا (معمولا دارای تزئینات زیبا به نام rosset)
18.سیم‌ها
saddle.19 (تنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم)
20.فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند)

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ششم دی 1388 :: 8:9 :: توسط : MaHdI

من از اول تاسیس قصد نداشتم راجع به گیتار مطلبی بذارم ولی یکی از رفقا می خواست ما هم می ذاریم بقیه اش روهم می تونید تو ادامه ی مطلب بخونید

نظرم بدید لطفا


گیتار

گیتار نوعی سازهای زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجهی در قرن گذشته (چه از لحاظ ساختار خود ساز و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی) هم گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشم گیری داشته. که این پیشرفت علاوه بوجود آوردن گونه‌های متفاوتی از این ساز، برای آن جایگاه ویژه‌ای در موسیقی امروز جهان بوجود آورده‌است....




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه پنجم دی 1388 :: 10:51 :: توسط : MaHdI

نحوه نواختن پیانو

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولا در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

نحوه نت‌نویسی برای پیانو

نت مربوط به چهارمین کلید "دو" در پیانو مربوط به دست راست روی خط پایین پنجمین خط از خطوط موازی موسیقی قرار می‌گیرد. سپس سایر نت‌های دست راست یعنی ر می فا سل لا و سی به ترتیب یک درمیان بین دو خط نت و روی یکی از خطوط نت‌ها جای می‌گیرند. نت دوی دست چپ بین خطوط دوم و سوم نت‌ها است و سایر نت‌های دست چپ یعنی ر می فا سل لا و سی به ترتیب یک درمیان روی یکی از خطوط نت‌ها و بین دو خط نت جای می‌گیرند.

افزودن یک نقطه سیاه جلوی یک نت به معنای اضافه شدن نصف آن نت به آن نت است. افزودن یک نقطه سیاه بالای یک نت به معنای منفصل شدن آن نت از نت بعدی‌اش است و در این صورت پیانیست با رسیدن به آن نت باید کلید مربوط به آن نت در پیانو را با انگشت فشار دهد و سپس انگشتش را از روی کلید پیانو رها کند و بدون متصل نواختن آن نت نسبت به نت بعدی کلید مربوط به نت بعدی را با انگشت فشار دهد. اگر بالای نت‌های یک آهنگ نقطه سیاه نباشد نواختن آن نت‌ها به طور متصل یکی بعد از دیگری باید انجام شود و انفصال بین نت‌ها نباید باشد.

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 :: 15:20 :: توسط : MaHdI

نحوه صدادهی


چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلید های پیانو


۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد.

هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفید‌رنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.


انواع پیانو


پیانو دیواری (Vertical - Upright)
پیانو اسپینت
پیانو کنسول
پیانوی بزرگ

البته پیانو‌های بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانو‌های پیشرفته تر استفاده می‌شود.

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 :: 18:20 :: توسط : MaHdI

چند روز پیش براتون مطلبی در رابطه با پیانو گذاشتم این ادامه ی همونه


تاریخچه

پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) است، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید صداهای ملایم و قوی می‌باشد.

پیانو‌های اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه یازدهم آذر 1388 :: 19:39 :: توسط : MaHdI

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هشتم آذر 1388 :: 22:59 :: توسط : MaHdI


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه دوم آذر 1388 :: 13:4 :: توسط : MaHdI

سلانه ساز زهی جدیدی است که در سال‌های اخیر سیامک افشاری با همکاری حسین علیزاده ساخته‌است.

سلانه، سازی است از خانواده تنبور با دسته بلند که براساس تصاویر تاریخی بازمانده از ایران باستان دارای سه سیم و سه گوشی بوده‌است که از طریق اضافه کردن سیم‌های اصلی می‌توان به صداهای بم‌تری دست یافت. کوشش‌های حسین علیزاده برای بازسازی و احیای این ساز باستانی، و کاوش‌هایش در گوشه‌های فراموش شده موسیقی ایرانی به آلبومی به نام سلانه منجر شد. این آلبوم شامل بداهه‌نوازی‌های علیزاده با این ساز در دستگاه‌های بیات اصفهان، سه‌گاه، کرد بیات و افشاری است. این آلبوم در نزد اساتید فن و کارشناسان موسیقی واکنش‌های متفاوتی برانگیخت. سلانه متشکل از ۱۲ سیم که ۶ سیم جهت انگشت‌گذاری و ۶ سیم به منظور طنین صدا است. این ساز ترکیبی از بربط و سه‌تار است و به گفتهٔ سازنده، چون سلانه سلانه وارد موسیقی شده نام سلانه را به خود گرفته‌است.
برای دیدن منابع به ادمهی مطلب بروید
پ.ن:من شخصا وقت کافی برای آپدیت این وبلاگ ندارم و در اینجا از هر کسی که علاقه به همکاری با من را دارد دعوت می کنم تا در نظر ها بگوید


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 :: 14:31 :: توسط : MaHdI

اردشیر کامکار نوازنده سرشناس موسیقی ایرانی می‌باشد.

وی در سال ۱۳۴۲ در سنندج به دنیا آمد و از کودکی نواختن ویولن را نزد پدرش فرا گرفت. چندی بعد، وی به عنوان نوازندهٔ ویولن و کمانچه به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد.او از استعداد موسیقایی شگرفی بهره‌مند بود و قطعات دشوار ویلن استاد ابوالحسن صبا را با کمانچه اجرا می‌کرد. در حدود سال ۱۳۶۰ به تهران آمد و با گروه‌های عارف و شیدا شروع به همکاری کرد. همچنین مطالب تکمیلی را نزد استاد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار آموخت و در محضر این اساتید با تکنیک‌های نوازندگی بیشتر آشنا شد.

اردشیر کامکار همواره برای گسترش هر چه بیشتر قابلیت‌های ساز کمانچه کوشیده است. در این راستا، قطعات استاد صبا را در دو اثر « به یاد صبا » و « بر تارک سپیده »، به کمک کمانچه و ارکستر به اجرا در آورده. وی در « بر تارک سپیده »، با تکیه بر توانایی‌های خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به سازی فوق‌العاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده است.

از شاخصه‌های مهم او در نوازندگی به لحن و بیان مستقل، صدای زیبا و شفاف ساز و تکنیک فوق العاده می‌توان اشاره کرد. بسیاری او را بهترین نوازنده کمانچه پس از انقلاب می‌دانند.

از آلبوم های مستقل او می‌توان "ناشکیبا" با خوانندگی همایون شجریان، "راز نگاه" و آلبوم جدید "بی غبار عادت" که با همنوازی بهترین شاگردش "شروین مهاجر" عرضه شده را نام برد.

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 :: 20:25 :: توسط : MaHdI

الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بد گویان میان انجمن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هفدهم آبان 1388 :: 18:30 :: توسط : MaHdI

تنبور
 

تَنبور ور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید.

امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت(ناخن) به صدا در می‌آیند، است.

تنبور در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درویش‌های اهل طریقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده می‌گردد که به وسیله آن موسیقی مذهبی خود را اجرا می‌کنند.فهرست مندرجات 

تاریخچه

بر پایه سه مجسمه کوچک بازیافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر باب شده‌است.

از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان (خسرو پرویز) و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند.

تنبور در نوشته‌های موسیقی عرب به شکل سازی کامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده و از آن به عود دسته بلند ایرانی تعبیر شده‌است.

ساختمان برای این بخش از این مقاله منابع لازم نیامده‌است. لازم است بر طبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.


بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثنا ۸۵ تا ۹۰ سانتیمتر می‌باشد. و تشکیل شده‌است از :کاسه، دسته، صفحه، سیم گیر، خرک دسته، خرک صفحه، دو یا سه گوشی دو یا سه سیم و ۱۳ یا ۱۴ دستان. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت میسازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. کوک تنبور: امروزه مبنای صداهای موسیقی در سازها نت دوی دیاپازن است که سازهای شاخص موسیقی ایرانی نیز از آن تبعیت نموده‌اند.مثلاً اکثر نوازندگان تار، دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیم‌های اصلی تارند را برابر با نت یاد شده می‌گیرند.همین امر باعث شده‌است که صدای سازهای ایرانی بدلیل مبالغه در زیر شدن از اعتدال خارج گشته و صداها اکثراً یز و خشک و بدون طنین شده و از حالت اصلی خود خارج گشته‌است.در گذشته مبنای صداهای موسیقی نت لا بوده‌است چه در موسیقی ایرانی و چه در موسقی جهانی.این امر تا کنون در تنبور مراعات گردیده یعنی دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیمهای اصلی تنبور اند، معمولاً برابر است با نت لا. یعنی یک و نیم پرده بم تر از مبنای امروزی کوک می‌شوند.

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه هفتم آبان 1388 :: 22:28 :: توسط : MaHdI

يه چند تا عكس از دو تار (مطلب قبلي)براتون گذاشتم اشا الله خوشتون بياد نظرم بديد


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه چهارم آبان 1388 :: 12:54 :: توسط : MaHdI


 


دوتار یکی از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، دارای ۲ سیم (تار) است. این ساز را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

دوتار پیشینه‌ای چند هزار ساله دارد و می‌توان آن را مادر تنبور و سه‌تار محسوب کرد. در ایران، نواختن این ساز در شمال، شرق و جنوب خراسان، در نواحی سکونت ترکمن‌ها در استان گلستان و همچنین در جنوب شرق ایران متداول است.فهرست مندرجات 

ساختمان ساز

دوتار دارای کاسه‌ای گلابی‌شکل و دسته‌ای نسبتاً دراز و ۲ رشته سیم (تار) است. طول دستهٔ آن حدود ۶۰ سانتی‌متر و کل ساز حدود ۱ متر است.[۱]‎ قسمت گلابی‌شکل این ساز از چوب درخت شاه‌توت و دستهٔ آن از چوب زردآلو یا درخت گردو ساخته می‌شود. پیشتر برای ساخت زه‌های این ساز از رودهٔ حیوانات استفاده می‌شد ولی امروزه آن را با استفاه از نایلون و یا سیم‌های فولادی می‌سازند.[۱]‎

استفاده از تارهای ابریشمی به جای سیم فلزی نیز در شمال خراسان و در نواحی ترکمن نشین رایج بوده‌است.


دوتار در شمال خراسان با نسبت چهارم و پنجم کوک می‌شود. با کوک ترکی می‌توان نغماتی همچون گرایلی، شاختا، نالش، دوست‌محمد و غریب و با کوک کردی آهنگهای الله‌مزار، لو، درنا و جعفرقلی را اجرا کرد.

نوازندگان دوتار

از سرشناس‌ترین نوازندگان پیشین دوتار، حاج قربان سلیمانی، عباسقلی رنجبر، نظرلی محجوبی، حسین یگانه، الیاقلی یگانه و از نوازندگان فعلی دکتر مجید تکه، علیرضا سلیمانی و عثمان محمدپرست را می‌توان نام برد.
‎‎
منابع
هفت اورنگ، مروری بر موسیقی سنتی و محلی ایران، تألیف بهمن بوستان و محمد رضا درویشی، انتشارات حوزهٔ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۷۰
تاریخ موسیقی ایران، روح انگیز راهکانی، انتشارات پیشرو، تهران،

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه سوم آبان 1388 :: 21:45 :: توسط : MaHdI

این پستو به مناسبت 5 رقمی شدن بازدیدای وبلاگم زدم 

اگه دیر به دیر آپ میشه واسه درسای زیادمه 

ببخشیدم لطفا نظرررررررررررررررررررررررررررررر


ارسال شده در تاریخ : شنبه دوم آبان 1388 :: 21:3 :: توسط : MaHdI

در ادبیات
حافظ می‌فرماید:

با شاهد شوخ و شنگ و با بربط و نی

گنجی و فراغتی و یک شیشه می‌


چون گرم شود زباده ما را رگ و پی

منت نبریم یک جو از حاتم طی



خیام می‌فرماید:

مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت‌


جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

اين هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه سی ام مهر 1388 :: 16:21 :: توسط : MaHdI


به لطف برخی از دوستان که خواهش کرده بودند عکس بربط و ویالن رو بذاریم ما هم دو مطلب در یکجا گذاشتیم



بعدا نوشتم:چون عکس بالا حجمش زیاد بود ورش داشتم(برش داشتم



برای دیدن مطالب مربوط به این دو ساز به ادامه مطلب بروید



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 :: 13:7 :: توسط : MaHdI

بربط (عود)


انواع بربط

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

ساختار بربط

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

بربط(عود) بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقابو حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 :: 18:2 :: توسط : MaHdI

و اما عود



به علت اینکه سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده است، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). در نظر  چندی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوی این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بی‌دولت هم‌قافیه شده است:تاک رز را گفت ای دختر بی‌دولت این شکم چیست چو پشت و شکم بربت


اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 :: 19:12 :: توسط : MaHdI

بربط(عود)

تاریخچهٔ بربط


از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و پنجم مهر 1388 :: 18:23 :: توسط : MaHdI

این تصنیف یک مانیفست تمام و کمال انقلابی است و در آن نه تنها از کشتار جوانان که از خیانت وکیلان و امیران و از ضرورت برپایی قیام ملی سخن رفته است" .


در یک آن سایت های مختلف ذهنم بهم وصل شد. دلم گرفته بود برای این همه شوق جوانان که با اینهمه امید خواستند شرایط ایران را برای اندکی هم که شده تغییر بدهند، اما آب سردی بر روی این شعله های داغ ریختند. از سویی ذهنم بیاد یکی از چهره های محبوبم افتاد
. یاد عارف قزوینی این ترانه سرا، آهنگ ساز و خواننده ی انقلابی که سر انجام در فقر و فراموشی در همدان درگذشت و سنگ قبر کوچک او را بطور اتفاقی سالها پیش در حیاطی که آرامگاه بوعلی سینا قرار داشت دیدم.افسوس که گاه چه دلهای گرم و پرشوری در مسیر برودت و نامهری مردمان و زمانه قرار می گیرند. براستی که زمانه بد کردار است و باید از این بد رفتار درسی آموخت و آنهم درس دل نبستن به هیچ چیز و هیچکس.بیاد دارم سالها پیش شعری گفته بودم که یک سطر آن در ذهنم پیدا شد" به سایه ها دل می بندم، که نرم و بی هویتند!"
...

برای دیدن ادامه ی مطلب و متن کامل شعر به ادامه ی متن رجوع کنید


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 :: 15:43 :: توسط : MaHdI

نی، از ساز‌های بادی ایرانی است و جزو سازهای بادی می‌باشد.



نی ایرانی بر چند نوع است: دوزله، قره نی، نای هفت بند و ...

نای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به ۳ اکتاو و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم(۱)، بم نرم (1p یا 1 piano)، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند.

به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند اما اساتیدی همچون جمشید عندلیبی زبان را در بالا می‌گذارند.

برعکس سازهای دیگر، نی کوک ندارد و برای کوک‌های مختلف سازهای متفاوت ساخته می‌شود. به طوری که Do بلندترین و Do با ۷ فاصله کوتاهترین نی هستند. کوک نی به معنی بم‌ترین صدایی است که از خود بروز می‌دهد، مثلاً کوک Sol در حالت دست بسته (وقتی تمام سوراخ‌ها پوشیده باشند) هارمونیک Sol دارد.

در کل شیوه نی‌نوازی به دو گونه نایب اسدالله و کسایی است. از اساتید می‌توان حسن کسایی، حسین عمومی، جمشید عندلیبی، محمد موسوی، حسن ناهید و محمد علی کیانی نژاد را نام برد.

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 :: 16:21 :: توسط : MaHdI

با سلام و یک عذر خواهی بخاطر اشکال در لینک قبلی 

لطفا نظر بدهید و راهنمایی کنید چگونه می توانم افکار شما را روی مطالب جدید متمرکز کنم نه قدیمی ها؟؟؟


استاد جلال ذوالفنون در سال ۱۳۱۶در آباده فارس متولد شد در کودکی به همراه خانواده اش به تهران امد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد . ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت . در هنرستان از رهنمودهای روانشاد موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد . همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا ، به آنجا راه یافت . آشنائی با شخصیت های ارجمند موسیقی ملی ایران از جمله روانشاد نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت ، شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد ، .

در ادامه راه از روشهای اساتیدی چون ابوالحسن صبا ، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی های ارزنده مرحوم استاد احمد عبادی بهره ی فراوان یافت . پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت . در این سالها از راهنمایی استدان یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید......



برای دیدن بقیه به ادامه متن رجوع کنید 





 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه نوزدهم مهر 1388 :: 17:28 :: توسط : MaHdI

دانلود موسيقي

دانلود آهنگهای کنسرت غم زیبا از شهرام ناظری

١-سر مست

٢- چار مضراب- ماهور

٣- سرگذشت- عاشق مشوید

٤-شیون- راز نهان

٥- متاسفانه اسمش را نمیدانم



لطفا برای دانلود به وبلاگ www.hnb.persianblog.ir مراجعه کنید
اضافه شد:با عرض معذرت در گذاشتن لینک ها اشتباهی بوجود آمده لطفا برای دانلود آدرس را کپی و در نرم افزار مرور گر خود بگذارید

ارسال شده در تاریخ : شنبه هجدهم مهر 1388 :: 12:31 :: توسط : MaHdI

دستگاه چهارگاه، یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.

این دستگاه، از نظر علم موسیقی یکی از مهم‌ترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون، پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده می‌باشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی می‌توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه‌گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، تبدیل به چهارگاه می‌شود.

....
 برای خواندن ادامه ی متن به ادامه مطلب مراجعه کنید

 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه هجدهم مهر 1388 :: 12:16 :: توسط : MaHdI

دستگاه ماهور یکی از گسترده‌ترین دستگاه‌های موسیقی ایرانی است و در ردیف‌های گوناگون در حدود ۵۰ گوشه دارد. دستگاه ماهور به علت حالت و ملودی روانی که دارد اغلب به صورت موسیقی شاد در جشن ها و اعیاد نواخته می‌شود. این دستگاه دارای گوشه‌های متنوعی است که با مقام های کاملاً متفاوت در سه بخش بم، میانی و زیر اجرا می‌شود. ناگفته نماند تمام گوشه‌ها به وسیلهٔ فرود به درآمد رجعت می‌کنند.فهرست مندرجات [نهفتن]
۱ ماهور «دو»
۲ ماهور «ر»
۳ گوشه‌های اصلی و زیر مجموعه‌های آنها
۴ گوشه‌های ریتمیک
۵ نام گوشه و رنگ ها
۶ منابع


ماهور «دو»

ماهور دو، ماهوری است که گام آن از دو شروع می‌شود. یعنی نت شاهد آن دو می‌باشد و در تار وسه تار با کوک «دو-سل-دو-دو» نواخته می‌شود. در ماهور دو همه پرده‌ها همنام نت‌ها هستند یعنی به ترتیب دو – ر – می‌– فا - سل – لا - سی – دو. به بیان دیگر ماهور دو همانند گام ماژور دو در موسیقی کلاسیک است.دستگاه‌های موسیقی ایرانی ن . ب . و
دستگاه شور
دستگاه همایون
دستگاه ماهور
دستگاه سه گاه
دستگاه چهارگاه
دستگاه نوا
راست پنجگاه

ماهور «ر»

برای ویلن و کمانچه معادل آن ماهور «ر» می‌باشد که شاهد آن نت «ر» است و نت «دو» نیز دیز می‌شود.
[ویرایش]
گوشه‌های اصلی و زیر مجموعه‌های آنها
درآمد : ( نت شاهد آن نت اول گام است یعنی «دو»)
گوشه گشایش(داد) : ( نت شاهد آن نت دوم گام است یعنی «ر»)
گوشه شکسته : ( نت شاهد آن نت پنجم گام است یعنی «سل»)
گوشه دلکش : ( نت شاهد آن نت پنجم گام یعنی سل است )
گوشه عراق : ( نت شاهد آن نت هشتم گام یعنی دو است )
گوشه راک: (شاهد و ایست آن نت دو یک اکتاو بالاتر از شاهد و ایست درآمد است)
گوشه فیلی: (شاهد آن فاصله درست پنجم بالاتر از درآمد یعنی «سل» می‌باشد و ایست آن می کرن که البته درصورت بازگشت به ماهور ایست آن مطابق با ایست ماهور خواهد بود)

گوشه‌های ریتمیک
کرشمه
مجلس افروز
خسروانی
چهار پاره
زنگوله

نام گوشه و رنگ ها
درآمد
کرشمه
آواز
مقدمه داد
داد
مجلس افروز
خسروانی
دلکش
خاوران
طرب انگیز
نیشابورک
نصیرخوانی - توسی
چهارپاره - مرادخوانی
فیلی
ماهور صغیر
آذربایجانی
حصار ماهور - ابل
زیرافکن
نیریز
شکسته
عراق
نهیب
محیر
آشورآوند
اصفهانک
حزین
کرشمه
زنگوله
راک هندی
راک کشمیر
راک عبداله
کرشمه راک
سفیر راک
رنگ حربی
رنگ یک چوبه
رنگ شلخو
ساقی نامه
رنگ شهرآشوب

ارسال شده در تاریخ : جمعه هفدهم مهر 1388 :: 16:10 :: توسط : MaHdI

تصنیف بیات اصفهان
شعر: علی‌اکبر شیدا*
آهنگ: علی‌اکبر شیدا
آلبوم: گلبانگ شجریان ۱ (بت چین)

ای مه من، ای بت چین، ای صنملاله رخ و زهره جبین، ای صنم
تا به تو دادم دل و دین ای صنمبر همه کس گشته یقین ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگرجانم، وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبمبیا حبیبم بیا طبیبم
هر که تو را دیده ز خود دل بریدرفته ز خود تا که رُخَت را بدید
تیر غمت چون به دل من رسیدهمچو بگفتم که همه کس شنید
من ز تو دوری نتوانم دیگرجانم، وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبمبیا حبیبم بیا طبیبم
ای نفس اُنس تو احیای منچون تویی امروزه مسیحای من
حالت جمعی تو پریشان کنیوایُ به حال دل شیدای من
من ز تو دوری نتوانم دیگرجانم، وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبمبیا حبیبم بیا طبیبم

کلمات کلیدی:شجریان،بت چین،آلبوم جدید،دانلود آهنگ


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 :: 19:56 :: توسط : MaHdI


باباطاهر عريان 
   
 ز دست ديده و دل هر دو فرياد 
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد 

بسازُم خنجري نيشش زفولاد 
زنُم بر ديده تا دل گردد آزاد 
٭٭٭
يكي بر زيگري نالان درين دشت 
به خون ديگران آلاله مي گشت 

همي كشت و همي گفت اي دريغا
ببايد كشت و هشت و رفت ازين دشت 
٭٭٭
نسيمي كز بن آن كاكل آيو
مرا خوشتر زبوي سنبل آيو

چو شو گيرُم خيالش را در آغوش 
سحر از بستُرم بوي گل آيو
٭٭٭
دلُم بي وصل تِه شادي مبيناد 
ز درد و محنت آزادي مبيناد

خراب آبادِ دل بي مقدم تو 
الهي هرگز آبادي مبيناد
٭٭٭
مو آن دلدادۀ بي خانمانُم 
مو آن محنت نصيبِ سخت جانُم 

مو آن سرگشته خارُم در بيابان 
كه چون بادي وزد هر سو دوانُم 
٭٭٭
گلي كه خود بدادُم پيچ و تابش 
به اشك ديدگانُم دادُم آبش 

در اين گلشن خدايا كي روا بي 
گل از مو ديگري گيره گلابش 
٭٭٭
بي ته اشكُم ز مژگانِ تر آيو
بي ته نخِل اميدمُ بي بر آيو

بي ته در گنج تنهايي شب و روز 
نشينُم تا كه عمرُم بر سر آيو
٭٭٭
دو چشمونِت پياله پر ز مي بي 
دو زلفونِت خراجِ مُلكِ ري بي 

همي وعده كري امروز و فردا
نميدونُم كه فرداي تو كي بي؟
 
 
   اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   نسخه چاپي


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 :: 19:46 :: توسط : MaHdI

نام گوشه:كرشمه محل قرارنت شاهد:درجه ی اول گام گستره ی ملودی تا:درجه ی ششم گام قدمااجرای شعربا بحر-هزارمرتبه به به ازآن لب شكرینت-ویا(مفاعلن فعلاتن)رادرملودی كلیه ی دستگاهها وآوازها كرشمه گفته اند.كمااینكه كرشمه درحال حاضرقابل اجرا دركلیه ی آوازهاودستگاههای موسیقی ایرانی است. ملودی گوشه ی كرشمه بیشتربه گونه ی ضربی گونه اجرا می شودومی توان آن رابدون داشتن ضرب(3/4)نیزاجرا نمود. می توان آنرا دركلیه ی پرده های هركدام ازدرجات گام ها اجراكرد.نت شاهدآن-شاهددرآمدوگستره ی آن می تواندتادرجه ی ششم گام دستگاه موردنظرباشد. درضمن من این گوشه رادردستگاه افشاری دیشب اجراكردم واقعا زیبا بودچون تیكه ی اول اون ضربی آرام وتیكه ی طولانی آون غیرضربی بود.



ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه دوم مهر 1388 :: 20:24 :: توسط : MaHdI

با ابراز تاسف از اینکه نزدیک به یک سال در خدمت شما نبوده ام به علت در و موارد دیگر اما می خواهم سایت را دو باره راه اندازی کنم.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه دوم مهر 1388 :: 20:2 :: توسط : MaHdI

دانلود 8تا آهنگ زیبا از علیرضا افتخاریچ

0_Alireza_Eftekhari_-_02_Yaare_Dardmandan.rar1.67 MBraz gosha 1
Alireza_Eftekhari_-_01_Dar_Harame_Ghods.rar1.77 MBraz gosha 2
Alireza_Eftekhari_-_03_Shekasteh_Del.rar1.74 MBraz gosha 3
Alireza_Eftekhari_-_04_Sogand.rar1.83 MBraz gosha 4
Alireza_Eftekhari_-_05_Shabe_Niloufari.rar1.57 MBraz gosha 5
Alireza_Eftekhari_-_06_Khorshide_Sabz.rar1.7 MBraz gosha 6
Alireza_Eftekhari_-_07_Ghasam.rar1.64 MBraz gosha 7
Alireza_Eftekhari_-_08_Sokout.rar1.78 MBraz gosha 8
جنايت هولناك رژيم صهيونيستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهيونيست را از پشت پرده‌ی تزويرِ سالهای اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربی را در قلب سرزمينهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد.
 
[متن کامل بیانات مقام معظم رهبری]

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه سی ام دی 1387 :: 22:44 :: توسط : MaHdI

این پست رو فقط بخاطر تبلیغات می زنم اولی برای سنگ زدن به اسراییلی ها و دومی برای ترویج فرهنگ ادبی ما:

چکاوک(برای طرفداران ادبیات وموسیقی نسبتا کلاسیک)

به اسراییل سنگ بزن(یک نوع جنگ الکترو نیک)


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه سی ام دی 1387 :: 22:34 :: توسط : MaHdI

گوشه هایی را که در ماهور اجرا می کنند: درآمد، کرشمه، گشایش، داد، خسروانی، خوارزمی، دلکش، خاوران، حصار، آذربایجانی، زیرافکن، شکسته، نصیرخوانی، مراد خوانی، زنگوله و راکها.

کرشمه را در همه گوشه هایی که شخصیت مستقل دارند مانند دلکش و شکسته مینوازند.
درآمد بنفشه در ردیف استاد صبا است که نوعی از درآمد است.
رنگ حربی از گوشه های دیگر ماهور است. 
گوشه ی گشایش بررسی می شود که نت شاهدش در درجه ی دوم ماهور است و نت ر اهمیت و شخصیت پیدا میکند.
گوشه ی خسروانی که میتوان آن را در همه ی نغمه ها و دستگاههای دیگر نواخت و به آن حالت خسروانی می گویند.
گوشه ی داد هم نت شاهدش درجه ی دوم ماهور است و زیر مجموعه ی گوشه ی گشایش است. 


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1387 :: 11:58 :: توسط : MaHdI

 ازژنگ کامکار

                                                                

ارژنگ کامکار در سال ۱۳۳۵ در شهر سنندج متولد گردید ونواختن تنبک رااز پدرش فرا میگیرد .وی تا سال ۱۳۴۵ در برنامه های مختلف هنرهای زیبارشته نقاشی میرود و در این رشته مشغول تحصیل میگردد وی در سال ۱۳۳۵۵ به رادیو ایران میرود و همراه با گروه شیدا به رهبری محمد رضا لطفی همکاری می نماید.

کار اصلی ارژنگ نقاشی است که خودش بیشتر به آن گرایش دارد ولی به نواختن این ساز هم عشق می ورزد.


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 :: 17:35 :: توسط : MaHdI

فراگیری سه تار را نزد احمد عبادی آغاز کرد و فراگیری عود را در هنرستان موسیقی نزد منصور نریمان شروع کرد و در ادامه در دانشکدهٔ هنرهای زیبا نزد محمدرضا لطفی و حسین علیزاده نواختن سه تار را دنبال کرد.بعدها در زمینه جواب آواز از راهنمایی‌های محمدرضا شجریان و شهرام ناظری بهره گرفت و از سالهای آخر هنرستان همکاری اش را با گروههای مختلف آغاز کرد. در سال ۱۳۵۵ به دعوت محمدرضا لطفی فعالیت خود را در رادیو همراه با گروه سماعی زیر نظر حسن ناهید آغاز نمود و از سال ۱۳۵۶ با تشکیل گروه عارف به این گروه پیوست. بعد از انقلاب نیز همراه با گروه شیدا و گروه عارف در کنسرتهای بسیاری در تهران و شهرهای دیگر حضور داشته‌است. در سال 1380 در گروه رومی "مولوی" به همراه شهرام ناظری بزرگترین تور موسیقی ایران را در شانزده شهر اجرا کرد که کنسرت آنها با بیش از 120 هزار تماشاچی در کاخ سعد آباد رکورد خاور میانه را برایشان رقم زد. همکاری با استاد ناظری در کنسرتهای خارج از کشور ادامه دارد. از سال ۱۳۶۹ با گروه آوا همکاری نمود و در کنسرتهای متعددی در ایران و خارج از ایران همراه با این گروه و با خوانندگی محمدرضا شجریان شرکت کرد.

ارسال شده در تاریخ : شنبه یازدهم آبان 1387 :: 17:15 :: توسط : MaHdI

اینم دانلود نت وگوش کردن آهنگ سرو چمان من چرا پس از آهنگ عزیز بنشین کنارم

سرو چمان من چرا
سرو چمان من چرا
میل چمن نمی​کند
همـدم گل نمی​شود
یاد سمن نمــــی​کند
 یاد سمن نمــــی​کند

** ** **

دل به امید وصل تو
دل به امید وصل تو
همدم جان نمی​شود
جان به هوای کوی تو
خدمت تن نمی​کند 
 خدمت تن نمی​کند

** ** **

با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را 
 کز گذر تو خاک را
مشک ختن نمی​کند
 مشک ختن نمی​کند

** ** **

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود
عزم وطن نمی​کند
عزم وطن نمی​کند

** ** **

ساقی سیم ساق من
گر همه دُرد می​دهد 
 گر همه دُرد می​دهد
کیست که تن چو جام می 
 کیست که تن چو جام می
جمله دهن نمی​کند 
 جمله دهن نمی​کند
** ** **

سرو چمان من چرا 
 سرو چمان من چرا
میل چمن نمی​کند
همـدم گل نمی​شود
یاد سمن نمــــی​کند 
 یاد سمن نمــــی​کند
 

شاعر : حافظ
دستگاه : ماهور


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1387 :: 19:27 :: توسط : MaHdI

عزیز بشین به کنارم



عزیز بشین به کنارم ....... عزیز بشین به کنارم
ز عشقت بــی قرارم ....... ز عشقت بــی قرارم
حالا مرو از کـــنارم ....... حالا مرو از کـــنارم
بخدا دوست مـی دارم ....... بخدا دوست مـی دارم

دو پنج روزه که دور از نازنینم
عزیز بشین به کنارم

گهی در آسمون گه در زمینم
عزیز بشین به کنارم

سر کوه بلند تا کی نشینم
عزیز بشین به کنارم

که لاله سرزنه گل را بچینم
عزیز بشین به کنارم

عزیز بشین به کنارم
ز عشقت بی قرارم

جون تو طاقت ندارم
حالا مرو از کـــنارم ....... حالا مرو از کـــنارم
بخدا دوست مـی دارم ....... بخدا دوست مـی دارم
 
ترانه محلی بیرجند
دستگاه : شور

 دانلود نت 
گوش کن

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1387 :: 19:20 :: توسط : MaHdI

سلام اینم از شعر بسیار زیبای ایران ای سرای امید از استاد محمد رضا شجریان . . . . . . . . . . . .

آلبوم : سپیده

خواننده : محمد رضا شجریان

آهنگ : محمد رضا لطفی

نی : عبدالنقی افشارنیا

سنتور : پشنگ کامکار

تار : یدالله طلوعی

عود : اسمائیل صدقی آسا

رباب : بیژن کامکار

تار باس : مجید درخشانی

کمانچه : هادی منتظری

تنبک : ارژنگ کامکار

دستگاه : ماهور

اجرا : دانشگاه ملی ۱۳۵۸

متن ترانه :

ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید

اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است
وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی
جاودانه در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

دانلود شعر ایران ای سرای امید


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 :: 9:13 :: توسط : MaHdI

   با سلام و عذر خواهي فراوان به علت ننوشتن مطلب در زمان طولاني ،من با نوعي جديد از مطالبم آمدم كه انشا ا... در قسمت موضوعات مطالب قسمتي با نام ((كلامي از بزر گان ))نوشته مي شود.

    در اين قسمت قسمت هايي از دست نوشته هاي استادان بزرگ موسيقي سنتي ايراني نوشه مي شود.(در هرمطلب يك دست نوشته)همچنين مي خواهم قول گذاشتن ((نت تصنيف هايي براي تار و سه تار ))را نيز بدهم با تشكر مهدي

از زبان استاد((همايون خرم)):

((استادهنرمند شايسته آقاي نصر ا... زرين پنجه عمر پر بار خود را مصروف موسيقي ايران نمود.ايشان در انجمن موسيقي ملي كه به رهبري استاد روح ا... خالقي بود.شركت فعالي نمود.علاوه تر آن درهنرستان موسيقي ملي نيز به شاگردان خود تعليم تار مي دادند. ايشان قطعات مختلفي را نيز شخصا ساخته اند كه تعدادي از آنها در تاب هاي هنرستان موسيقي ملي به خط نت نوشته شده ومورد استفاده هنر جويان قرار مي گرفبه است.افزون بر اينها دو فرزند هنرمندايشان، سركار خنم شهين زرين پنجه فارق اتحصيل از هنرستان موسيقي ملي و نوازنده پيانو وسركار خانم مهين زرين پنچه كه ايشان هم فارق اتحصيل همان هنرستان و نوازنده ويولن ميباشند،محصول تربيت صحيح آقاي زرين پنجه در زمينه موسيقي ملي براي ختنواده ي خود مي باشد.

ايشان درتار از تكنيك معقولي برخوردار بودند و جزومعدود نوازندگان تار بودند كه در آن زمان به خط نت آشنايي كامل داشته اندومي توانستند در اركستر هاي مختلف اجراي برنامه نمايند.

آقاي زرين پنجه در برنامه ساز و سخن كه به همت استاد روح ا...خالقي اجرا مي شد همكاري ارزشمندي با اچراي ساز خود داشنتد.))


ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 :: 15:16 :: توسط : MaHdI

۱ - تومی آیی  

آهنگساز : حسن میرزاخانی
خواننده : علیرضا افتخاری

 

- آواي عشق  

آهنگساز : بهزاد خدارحمي
خواننده : عليرضا افتحاري

 

قصه شمع  

آهنگساز : -
خواننده : عليرضا افتخاري

 

 

بابا طاهر  

آهنگساز : جمشيد عندليبي
خواننده : عليرضا افتخاري

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 :: 12:0 :: توسط : MaHdI

با لا خره هركسي مرورگرش خراب ميشه ديگه منم دچار همين مشكل شده بودم در هر صورت من از تمام طرفداران سايت (كجا هستند؟)عذر مي خواهم

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 :: 10:2 :: توسط : MaHdI

استاد حاج عثمان محمد پرست، فرزند دین محمد، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیره دست "دوتار" است که در بداهه، پنجه ای غرورآفرین و یگانه دارد. استاد حاج عثمان محمد پرست" در سال 1307 ه . ش در بخش رود خواف از شهرهای جنوب شرقی استان خراسان در حاشیه کویر به دنیا آمد . وی از طایفه "بای" که طایفه ای دامدار و چادرنشین هستند ، می باشد. استاد محمد پرست درباره شروع فعالیت های خود در عرصه موسیقی می گوید : از دوازده یا سیزده سالگی با دوتار هم نواز شدم و روزها و شب ها بعد از فراغت از کار که جوهر هر مرد خوافی است، به سماع روحانی با خویشتن خویش می پرداختم و هیچ گاه استادی در این زمینه نداشتم . وی می افزاید : دو تار یعنی عشق ، "دوتار"، ساز آرام و ملایمی است که هم نوازنده را آرامش می دهد و هم مردمی را که علاقمند به این ساز هستند استاد عثمان محمد پرست، در خصوص منشاء "دوتار" نوازی می گوید : خاستگاه "دوتار" سه شهر خواف ، تایباد و تربت جام است که بیشتر آهنگ های فارسی و محلی می پردازند و بعد از آن هم در قوچان ، شیروان و بجنورد "دوتار" رایج است که با آن آهنگ های کردی و ترکی می زدند ، از آنجا هم به ترکمن ها در گنبد کاووس رسید که با "دوتار" آهنگ های ترکمنی می نواختند .این استاد موسیقی مقامی، به کشورهای بسیاری مانند امریکا ، آلمان ،فرانسه و کره شمالی دعوت شد، اما نرفت . وی در این باره می گوید : من به اجرای برنامه در یک کشور دیگر افتخار نمی کنم ، بیشتر دوست دارم در خدمت مردم عزیزم باشم اما به دلایلی به دو کشور سوریه و ژاپن سفرهایی داشتم . استاد محمد پرست آثار مطرح و معروفی دارد که مطرح ترین آنها ، مقام نوایی از اشعار طبیب اصفهانی می باشد که با پنجه سحرآمیزش از چاوشی و سرحدی گرفته تا دیگر مقام های این دیار، اجراهای گوناگونی را درعین وحدت آفریده است که هر کدام حال و هوای خاص خاصه داشته و شنیدن آنها هم حال وهوای خاصی را می طلبد .وی در خصوص دیگر فعالیت های هنری اش می گوید : برای شروع فیلم " فردا " که کار مشترکی بین ایران و ژاپن بود، به ژاپن سفر کردم و در آن به ایفای نقش اصلی پرداختم و در فیلم های " در غبار نور" و " زیر سلطه من آیید " و " سفر " شرکت کردم که در آنها قطعاتی از "دوتار" می نوازم . استاد حاج عثمان محمد پرست در جامعه یاوری فرهنگی جنوب خراسان که جامعه ای متشکل از خیرین می باشد، نقش بسزایی ایفا کرده است، این جامعه بالغ بر 170 مدرسه درشهرهایی مثل نهبندان ،قائن ، بیرجند ، تایباد ، سرخس ، چناران ، خواف و.... بنا کرده و خدماتی از قبیل برق رسانی و خرید خودرو و ... در این جامعه داشته است استاد عثمان محمد پرست ، 6پسر و 3 دختر دارد که همه دوستار هنرند، اما به امر پدر خود، به فراگیری موسیقی به طور جدی نپرداختند

ارسال شده در تاریخ : شنبه چهارم خرداد 1387 :: 13:33 :: توسط : MaHdI

شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از صدها سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

ردیف

موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زندیه و اوایل سلسلهٔ قاجاریه آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابولحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود - و... می‌باشند. و هم اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

دستگاه

نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال 1669 م.
نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال 1669 م.

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارایه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارایه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارایه تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند.موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

 آواز

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم ،دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش ،روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آواز‌های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

 موسیقی سنتی ایرانی

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارتند است از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراطوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتار‌ها، عود‌ها و فلوتهائی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت»ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته است.

از هیردوتوس نقل است که در دوران امپراطوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعد‌ها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی ( فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاه‌ها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. الگو:واقعیت بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه «خنیاً می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد کبیر که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراطوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام» سلطنتی خسروانی«شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مد‌های موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند، »دستگاههاً از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مد‌ها و ملودی‌ها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیر اخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.


موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گوئی بوده و اساس آن یک سری از مدلها قیاسی و تن هائی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان («استاد») دارای ارتباط سنتی بوده‌اند که در قرن بیستم و بموازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها، رو بزوال نهادند.


هر یک فهرست بیش از دویست سری («ردیف») به ملودی‌های کوچکتر با نام «گوشه» تقسیم می‌شوند که خود این گوشه‌ها نیز به دوازده دستگاه تقسیم می‌شوند. هر «گوشه» و دستگاه نام انفرادی مخصوص بخود را دارند. یک نمایش مرسوم از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ)، «چهار مضراب» (وزن دار) تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات). بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مد‌ها مربوط به مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌باشند: باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب اعظم موسیقی می‌خواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مد‌های ایرانی هستند.


اساس موسیقی سنتی بر صوت استوار است. سرایندگان نقشی اساسی را دارا می‌باشند: او تصمیم میگیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته میگردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مشخص می‌نمودند.


قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستاً کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه مینمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کار‌های درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها در باره خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالا «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علیرغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند. هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعد‌ها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مد‌ها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.


شایان ذکر است که چند تحرک احتمالا باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولا بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصا حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند.


 چهره‌های موسیقی ایران

برخی خوانندگان

مرتب سازی بر اساس حرف اول اسم کوچک، چون بعضی از خوانندگان فقط با اسم کوچک شناخته شده‌اند.

برخی آهنگ‌سازان

مرتب سازی بر اساس اسم کوچک:

برخی تصنیف سرایان

مرتب سازی بر اساس اسم کوچک:

آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران.
آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران.

 سازها

 جستارهای وابسته

 موسیقی نواحی ایران

 سایر

 منبع

  • چشم‌انداز موسیقی ایران- دکتر ساسان سپنتا- انتشارات ماهور
  • گام‌های گمشده- مرتضی حنانه- انتشارات سروش
  • دستور تار و سه‌تار، دوره متوسطه- حسین علیزاده- انتشارات ماهور

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 :: 10:19 :: توسط : MaHdI

قبلا ما مطلبي داشتيم به اسم زندگي نامه هاي كوتاه حالا مي خواهيم مطلبي بذاريم بسيار شبيه به آن مطلب كه البته ساز نامه هاي كوتاه نام دارد: سه تار سه تار سازی است خوش طنین با صدایی لطیف و گرم كه یادآور صدای جویبارهای ایران است. صدای نهرهای زلال و كوچك كویر، با ظرافت و پیچش خاصشان، آن گاه كه انعكاس نور خورشید را با خود به پای درختان تشنه می برند. سه تار را می توان نوعی تنبور دانست. تنبور كه خود جزو سازهای زهی زخمه ای دسته بلند است گونه ای را شامل می شود كه از طریق پنجه (و بدون مضراب و آلت خارجی دیگری) نواخته می شوند. تحقیقات موسیقی شناسانه نشان می دهد كه این گروه از سازها از ایران برخاسته و به تدریج به نواحی مختلف جهان راه یافته اند. سه تار را با ناخن انگشت سبابه به گونه ای كه بقیه انگشتان و شصت بر صفحه ساز تكیه دارند، می نوازند. این ساز، همان گونه كه از نامش پیداست در اصل دارای سه سیم بوده است. بعدها مشتاق علیشاه اصفهانی سیم چهارمی را به آن اضافه كرد كه «سیم مشتاق» یا «سیم زنگ» نامیده شد. از این رو سه تار امروزی دارای 4 سیم می باشد. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 13 سه تار ابوالحسن صبا، دستگاه ماهور: گوشه دلكش] تار تار سازیست از خانواده بربط باستانی ایران، با كاسه ای بزرگ و دو قسمتی كه بر سطح آن پوست نازكی كشیده شده است. تار در اصل دارای 5 سیم است كه چهار تای آن دو به دو با هم كوك می شوند. البته پس از درویش خان كه سیم ششمی به تقلید از سه تار بر آن افزود، تارهای شش سیم نیز متداول گردید. از این رو امروز شاهد هر دو گونه تار هستیم كه هر كدام سنت نوازندگی خاص خود را دارند. تار را با مضرابی فلزی كه مقداری موم بخشی از آن را پوشانده است می نوازند. صدای تار درخشان، قوی و پر طنین است. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 14 دستگاه راست پنجگاه، تار علی اكبر شهنازی] سنتور «یكی از قدیمی ترین و كامل ترین سازهای ایرانی كه به شكل ذوزنقتین ساخته و سیم های بسیار بر روی آن كشیده و آن را بوسیله دو مضراب چوبی می نوازند.» «سنتور سازی قدیمی و شرقی است كه قدمت آن را تا 3000 سال تخمین می زنند.» سنتور دارای 18 وتر می باشد. هر وتر دارای چهار سیم است كه همصدا كوك می شوند. از این رو تعداد سیمهای سنتور 72 است. سنتور را با دو مضراب چوبی می نوازند. برخورد چوب ها با سیم های ساز صدایی خوش طنین، درخشان و بلورین را به گوش می رساند كه زیبایی خیره كننده ای دارد. سنتور از نظر ویژگی ها و امكانات اجرای آهنگ های مختلف موسیقی ایران از توانایی و غنای بالایی برخوردار است. صدای سنتور آسمان پر ستاره ایران را برای گوش به یاد می آورد. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 15 دستگاه شور، سنتور حبیب سماعی] كمانچه كمانچه یكی از قدیمی ترین سازهای موسیقی ایران است. كمانچه سازیست كششی، با كاسه ای گرد كه بر روی آن پوست نازكی كشیده شده است. ساز را با كشیدن كمانی از موی اسب بر روی سیم ها به صدا در می آورند. كمانچه موسیقی ردیف در اصل دارای سه سیم است. امروزه به تقلید از ویولن سیم چهارمی نیز بر آن اضافه گردیده است. كمانچه در موسیقی ردیف دستگاهی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 16 آواز بیات زند، كمانچه حسین خان اسماعیل زاده] نی نی ساده ترین و كهن ترین ساز موسیقی ردیف دستگاهی است كه در عین حال در تمام جهان انواع مختلف آن قابل مشاهده می باشد. سادگی ظاهری نی، با تكامل و پیشرفت شیوه اجرایی امروز آن كه شیوه نایب اسداله اصفهانی است، نواختن این ساز را (هم چون همه هنرهای سنتی این سرزمین) سهل و ممتنع گردانیده است. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 17 آواز ابوعطا، نی مهدی نوایی] تنبك «تنبك» كه به آن معمولا «ضرب» نیز می گویند، سازیست كوبه ای به شكل جام كه بر سطح آن پوست می كشند. تنبك را با انگشتان دو دست می نوازند و نقش آن در همراهی سازهای موسیقی ردیفی در گوشه های ضربی این موسیقی است. نوازنده تنبك با نمایش و ارائه وزن آهنگ مورد نظر و تكرار یا تغییر آن زیبایی موسیقی را صد چندان می كند. امروزه در شیوه های نوین تنبك نوازی از اجرای تنهای تنبك نیز بهره فراوانی گرفته می شود. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 18 آواز بیات اصفهان، نی: نایب اسداله، آواز حسن خان تعزیه خوان، ضرب: ملندق]

ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 :: 8:58 :: توسط : MaHdI

سيد عليرضا ميرعلى نقى سنتور، يا آنچنان كه استاد ابوالحسن خان صبا (۱۳۳۶ - ۱۲۸۲) گاه مى نوشت: سنطور، در سالهاى پايانى عصر قاجار،سازى تقريباً فراموش شده و رو به نابودى بود. سازهاى اصلى، تار و تنبك و كمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد كمى سنتور مى نواختند و تعداد كمترى نيز سنتور مى ساختند و مى آموختند. ابوالحسن خان نوجوان، فرزند ابوالقاسم خان كمال السلطنه پزشك دربار مظفرالدين شاه نيز يكى از آن افراد انگشت شمار بود. علاقه هاى شخصى او به كنار، نمى توان به اين نكته نينديشيد كه مشكلات كوك و حمل و نقل و نگهدارى «سنطور» و محدوديت هاى فنى آن در اجراى برخى گوشه ها و دستگاهها، هيچگاه اين سازایرانی را در حد و مرتبه كاربرد تار و كمانچه (و البته بعدها ويولون) مطرح نكرد. صباى جوان هم از اين مسائل آگاه بود و تقدير، او بنا نداشت كه از او نوازنده سنتور بسازد. هرچند كه او سرنوشت سازترين چهره موسيقى معاصر در ارتباط با «اين سازایرانی و باستانى» (اصطلاح از استاد صبا) بوده است. اما بين دوره آموزش او نزد على اكبر خان شاهى و دوره توجه مجدد او به سنطور، تا هنگامى كه تبديل به سنتور امروزى شد، حدود پانزده تا بيست سال اختلاف زمان بود. در اين فاصله زمانى، صباى نوجوان عملاً تبديل به دايرة المعارف زنده موسيقى ايران شد. استعداد يادگيرى شگفت انگيز او، قريحه هنرى عالى او و توان اجرايى او، يك مجموعه فرهنگى - انسانى به نام «استاد صبا» را ساخت كه در آستانه سى سالگى، مرجع كامل سنت موسیقی ايرانى شناخته مى شد و به او صلاحيتى برتر از تمام هم نسلانش مى داد. در همين فاصله زمانى ،هنرمند هم نسل او، حبيب سماعى (۱۳۲۵ - ۱۲۸۰) در هنر تك نوازى و بداهه سرايى با سنتور، به مرزهايى فوق انتظار زمانه خود رسيد. ساخت سنتور و كمال فنى آن، با تلاش مهدى ناظمى و راهنمايى هاى استاد سماعى، تحولى ديگر يافت و سنتورهاى هميشه معيوب و بد صداى دوره قاجار كم كم از دور خارج شد. سنتورنوازان عصر قاجار مثل حسن خان، على اكبر شاهى و اسدالله خان اتابكى (كه به گواهى صفحات برجا مانده، نوازندگانى كمابيش در يك رده و هم طراز هستند) پير و شكسته شده و از دنيا رفته بودند. در حالى كه شاگردان حرفه اى و قابلى نداشتند و بزرگترين چهره هنر سنتورنوازى عصر ناصرى و شاگرد ممتازش (حبيب الله سماع حضور، وارث مكتب هنرى محمدحسن خان سرور الملك «رئيس») نيز در ابتداى قرن شمسى حاضر جهان را به درود گفته بودند و تنها مكتب دار، فرزند حبيب الله سماع حضور، حبيب الله سماعى بود كه به سادگى مى گفت: سنتور زدن من ريخت و پاشى است از هنر پدرم. حبيب جوان، نه تنها جانشين پدر، بلكه جانشين تمام هنرمندان بزرگ سنتورنوازى شناخته مى شد. در دو دهه ابتداى قرن شمسى حاضر، حبيب سماعى تنها نوازنده بزرگ و امانتدار هنر سنتورنوازى قدما بود. ولى شغل نظامى داشت. زيرا موسيقيدان حرفه اى نبود. در يك شهر مستقر نبود و از شهرى به شهر ديگر مأموريت مى رفت و شاگرد نيز نمى توانست درس بدهد. شوريدگى روح و فوران خلاقيت او مانع تدريس بود و تنها استادى مسلم چون صبا مى توانست از مطالب او استفاده كند و به آيندگان انتقال بدهد. آشنايى صبا با حبيب سماعى در سالهاى ۱۳۱۶ - ۱۳۱۵ و شنيدن بداهه هاى ظريف و پيچيده او، علاقه به اين سازایرانی، دوباره بيدار كرد. او براى سماعى كلاس سنتور ترتيب داد و با مطالعه هنر نوازندگى او كه دنباله هنر اساتيدى چون سماع حضور و سرورالملك بود، قابليت هاى ديگرى از سنتورنوازى را شناخت كه در روش نوازندگى على اكبر شاهى، حسن خان و اسدالله خان اتابكى نبود. فرهنگى فراموش شده، با اجراى يك هنرمند خلاق، از نو مطرح شد و هنرمندى استاد، آن را پروراند و تا حدى كه شرايط زندگى اش اجازه مى داد، دستاوردهايش را منظم و مدون كرد. سنتور امروز، حاصل همكارى و هنرآموزى متقابل دو مرد فرهنگساز است: حبيب سماعى و بيش از او، ابوالحسن صبا، كه دوست و دشمن او را به استادى مى شناختند و او در مورد حبيب - به هر دو معنا، هم دوست و هم اسم خاص - مى گفت: «او اعجوبه اى است، ما حالا حالاها بايد بدويم كه به او برسيم!» و جاى ديگر: «غير از حبيب، كسى را «استاد» نديده ام.» البته در اينجا بايد به مسند و معناى خاصى كه اين كلمه - استاد - در ذهن هنرمندى مثل صبا وجود داشته است، توجه كرد، نه به معناى بى مسمايى كه امروزه رواج دارد. بعد از مرگ حبيب سماعى در ۴۵سالگى، صبا، ميراث دار هنر سنتورنوازى و محمل انتقال آن به هنرمندان جوان در نسلهاى بعد شد. اولين شاگرد برجسته مكتب سنتور صبا، فرامرز پايور، سه سال بعد از مرگ حبيب، آموختن را آغاز كرد. در همان سال، اولين جلد رديف هاى سنتور به چاپ رسيد. با اين حال، شاگردى ديگر، حسين صبا (كه جز اشتراك نام با استاد به هيچ وجه نسبت ديگرى نداشت)، درباره ميزان مهارت ابوالحسن صبا در سنتورنوازى مى نويسد: «براى اينكه نوازنده زبردستى شود، كوشش نمى كرد و به همين دليل نبايد اكول Ecole او را زياد مورد توجه قرار داد». با احترام به هنرمند فقيد، حسين صبا، شايد بتوان گفت بحث روش تدريس، از بحث مهارت در اجرا و نواختن و «ويرتوئوزيته» جداست. بسيارى از تك نوازان بزرگ در صحنه هاى پرجمعيت و تالارهاى عظيم، شاگرد كسانى بوده اند كه گاهى آن توانايى هاى صحنه اى را نداشته اند ولى مسلط به علم موسیقی ایرانی و داناى روش تدريس و آموزش بوده و با سيستم هاى تربيتى پيشرفته اى كار مى كرده اند تا بتوانند ستارگان درخشان صحنه هاى اجرا را تربيت كنند. صبا، در ساز-های ایرانی مثل تنبك و نى و سنتور كه تخصص هاى اصلى او نبودند، داننده رموز هنر اجرا، طراح روش هاى آموزشى و عامل انتقال فرهنگى بوده است: حسين تهرانى استاد مسلم تنبك و حسن كسايى نوازنده بى بديل نى، خود را شاگرد مستقيم و پرورده صبا مى دانند. در حالى كه صبا نوازنده حرفه اى تنبك و نى نبود. هرچند كه در كودكى و نوجوانى آنها را تا حدى آموخته بود، در سنتورنوازى و سنتورآموزى هم مى توان چنين انديشيد و با در نظر گرفتن اين نكات، ارزش صبا را بيش از پيش درك كرد. پريشان احوالى ده سال آخر عمر صبا، فرصت تحقق آرزوهاى او را از بين برد. با اين حال، او براى معرفى «سنطور» كوشش هايى ارزنده كرد: مطالب و مضراب هاى حبيب را فراگرفت. نوشت، نواخت و ياد داد. حسين ملك را در روشى كه براى نوازندگى و سنتورسازى انتخاب كرده بود راهنمايى كرد. همچنين منوچهر جهانبگلو را تا حدى يارى داد تا در حد استعداد خود، با سنتور آشنا شود. سلسله مقالاتى درباره ساخت سنتور در مجله موزيك ايران نوشت و بعدها در كنار فرامرز پايور، معروف ترين شاگرد سنتورش، با اجراى برنامه هايى در راديو تهران، انجمن هاى فرهنگى (و يكى دو بار، در خارج از كشور)، گوش و هوش شنوندگان موسيقى ايرانى را دوباره با اين صدا آشنا كرد. داوطلبان آموختن سنتور زياد شدند و نزد او روش صحيح نوازندگى را آموختند. على صبا (برادرزاده بااستعداد او)، محمد حيدرى (نوازنده پرآوازه سالهاى ۱۳۴۰)، منوچهر صادقى (اولين معلم سنتور مجيد كيانى در هنرستان) و... داريوش ثقفى كه استاد صبا او را بسى دوست مى داشت و به مادرش مى گفت: «اين شاگردكوچولو خيلى خوب مى شود و اسم مرا در دنيا زنده مى كند.» شهود استاد، اشتباه نمى رفت و كم سال ترين شاگرد او ، در سالهاى بعد، همان شد كه صبا مى گفت. داريوش ثقفى، موسيقيدان حرفه اى نيست ولى برخورد او با موسيقى ایرانی، برخوردى حرفه اى بوده است. او سالهاى طولانى معلم سنتور در هنرستان موسيقى تبريز بود، (در دوره رياست آقاى عزيز شعبانى كه با علاقه از تدريس موسيقى ايرانى حمايت مى كرد)، نوازندگان خوبى مانند زنده ياد دكتر احمد بهجت، از شاگردان او بودند. همچون محمدرضا لطفى درباره او مى نويسد: «نوازنده اى پرقدرت و با احساس كه ريزهايش يادآور هنر رضا ورزنده از سويى و تعليمات استاد صبا از سوى ديگر است.» داريوش ثقفى در موسيقى ايرانی، حضورى فروتن و ناپيدا داشته است. فعاليت مادى او در زندگى از راه طبابت بوده است، تأثيرپذيرى او از آموزشهاى صبا، فرامرز پايور (مدتى كوتاه)، نواخته هاى رضا ورزنده و حبيب سماعى، روش شخصى و اصل او را شكل داده است ودر آثار تك نوازى او قابل مطالعه است. صداى زرين سنتور او، بويژه هنگامى كه براى آموزش آن را كوك مى كند و مى نوازد، نماد مكتب سنتورنوازى صبا و نماينده موسيقى ايرانى است كه اوج خلاقيت و ظرافت آن در هنر اساتيد قديم شنيده شده است. علاوه بر اين، شخصيت والاى انسانى، اصالت مدارى هنرى و رأفت بى حد او به انسانها كه از عشق بى غش او به هستى و ارادت او به معنويت ايرانى برمى خيزد، هم در پزشكى و هم در موسيقى، در شفاى جسم و شفاى جان، خصوصياتى است كه او را از ديگران ممتاز كرده و از او هنرمندى انسان و انسانى هنرمند به تمام معنى ساخته است

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 :: 16:56 :: توسط : MaHdI

موسیقی ایرانی در اصفهان ليلا حسيني دوشنبه 08 اسفند 1384 علم موسيقي از اهميت و ويژگي خاصي برخوردار است كه با علوم و هنر هاي ديگر قابل قياس نيست. اين علم از جهت عظمت، وسعت، قدمت، كاربرد و تاثير گذاري حايز اهميت است. مي گويند ابونصر فارابي در مجلسي، با نواي موسيقي ابتدا همه را به گريه وا داشت و سپس با نوايي ديگر به خنده انداخت و آنگاه لحن موسيقي را تغيير داد و همه را خواب كرد سپس از مجلس خارج شد. در مورد موسیقی ایرانی اصفهان بايد گفت كه اين شهر يكي از شهر هايي است كه در شكوفايي و پرورش موسیقی ايراني نقش موثري داشته و هنرمندان و استادان بسياري در آن پرورش يافته اند. آنچه در موسيقي اصفهان، علاوه بر هنر موسيقايي قابل ذكر است بخش هاي اخلاقي و انساني آن مي باشد كه در كنار تكنيك هاي اجرايي مورد نظر قرار مي گرفته است. يعني استادان علاوه بر اين هنر داراي سجاياي اخلاقي و انساني بالايي بوده اند و اين اخلاقيات را نسل به نسل و سينه به سينه به شاگردان خود منتقل كرده اند. به طور كلي هنرمندان اصفهاني مباني فرهنگي را به موازات هنر موسیقی ایرانی به شاگردان خود آموزش مي دادند. استاد موسي معروفي نقل مي كند كه جمعي از دوستان از استاد << حبيب الله سماع حضور>> در اواخر عمر درخواست نواختن سنتور كرده بودند، و استاد ابتدا اجازه مي خواهد تا ابتدا وضو بگيرد و با طهارت مشغول نواختن شود. وقتي يكي از حضار از استاد پرسيد كه ساز زدن با وضو گرفتن چه ارتباطي دارد؟ استاد در جواب گفته بودن : از آنجايي كه من هنگام نواختن با خدا راز و نياز مي كنم و مشغول مناجات هستم ، واجب است كه با طهارت باشم. در زمينه موسيقي، در اصفهان استادان و هنرمندان بزرگي بوده و هستند كه تعدادي از آنها را نام مي بريم: • استاد حسين خضويي: ميرزا حسين مشهور به ساعت ساز ، موسيقيدان و استاد آواز دوره ناصري بوده است. وي شاگرد ميرزا عبدالوهاب ، خواننده و موسيقيدان معروف اصفهاني بوده كه با سيد حسين طاهرزاده و ناصر صيف در كنسرت هاي انجمن اخوت شركت داشته اند. او با سيد رحيم اصفهاني ، ميرزا حبيب ، سليمان خان امير قاسمي ، و سيد صادق شهاب اصفهاني هم دوره بوده و از معروف ترين شاگردانش مي توان به استاد جلال تاج اصفهاني اشاره كرد. • سيد رحيم اصفهاني: ايشان از خوانندگان معروف و بنام اصفهان بوده است كه به گوشه هاي موسیقی ايراني اشراف كامل داشته و در خانواده سلطنتي ظل السلطان و شاهزادگان و بزرگان اصفهان هنر نمايي نموده است. سيد رحيم داراي صدايي رسا و توانا بوده ، تحرير هاي او سنجيده و آواز ها را بسيار راحت و با طمانينه مي خوانده. از شاگردان معروف او استاد طاهرزاده ، استاد اديب خوانساري و استاد جلال تاج اصفهاني را ميتوان نام برد • آقاجان: اين موسيقيدان اصفهاني ، پدر ميرزا حبيب سماع حضور اصفهاني است. آقاجان كمانچه اي را ابداع كرد كه داراي سيم ها و پيچ هاي زياد و دسته بلندي بود و ايستاده نواخته مي شد. نام آنرا "مجلس آرا" نهاده بودند • نايب اسدالله: اين استاد از موسيقيدانان معروف و از نوازندگان برجسته ، ني در ايران بوده است. او داراي گوشي حساس ، انگشتاني چابك و قريحه و استعدادي كم نظير بود. نايب اسدالله در همنوازي با استادان برجسته عصر ناصري باقر خان و آقا حسينقلي همكاري داشته است. وي در دستگاه معيرالممالك ، ظل اسلطان و فرزندان وي هنر نمايي مي كرده است. از ميان شاگردان وي عبدالخالق اصفهاني و مهدي نوايي شهرت بيشتري دارند. • تاج الواعظين اصفهاني: شيخ اسماعيل تاج اصفهاني ، پدر استاد جلال تاج اصفهاني مي باشد. او از علم موسیقی ایرانی آگاهي داشت و از صداي گرمي بهرمند بود. شيخ اسماعيل مشوق اصلي استاد تاج بود. در شهر اصفهان هنرمندان بسياري در زمينه موسیقی ایرانی بوده اند، كه متاسفانه مجال شرح زندگي همه آنها در اين مقاله نيست و تنها به ذكر نام بعضي از اين بزرگواران اكتفا مي كنيم. هنرمنداني همچون عبدالحسين صور (آواز) ، ميرزا حبيب اصفهاني كه به "شاطر حاجي" شهرت داشت ، مهدي نوايي (نوازنده ني) ، سيد حسين طاهرزاده كه گفته است من براي يادگيري موسيقي سختي هاي بسياري كشيده ام و سفر هاي زيادي كردم تا حتي ني زدن چوپان ها را ببينم و شعر خواندنشان را بشنوم، سپس آنرا ساخته و پرداخته كرده و كم كم به صورت گوشه اي در آورم. از ديگر هنرمندان اصفهاني استاد جلال تاج اصفهاني كه صداي رسايي داشت ، استاد حسن كسايي كه سرآمد ني نوازان ايران است ، استاد جليل شهناز (يگانه خداوندگار تار) ، استاد عبدالوهاب شهيدي (آواز) ، استاد علي تجويدي (آهنگساز و نوازنده ويولون) و بسياري ديگر را مي توان نام برد.

ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 :: 14:43 :: توسط : MaHdI

گذرى بر موسيقى و ساز-هاى ايرانى اميرمسعود روحى جمعه 02 دي 1384 در ايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهى به نواختن طبل و كوس و كرنا مى پرداختند. در اوستا بخش يسناها آمده كه پزشكان بيماران خود را با موسيقى ایرانی درمان مى كردند. در آن دوران سه نوع موسيقى آئينى (دينى)، بزمى و رزمى مرسوم بوده است، همچنين در جشن هاى طبيعت و روزهاى تاريخى و ملى نواها و موسيقى ایرانی ويژه اى اجرا مى شد. در دوران هخامنشيان سرودها و ترانه هايى به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا مى كردند كه امروزه در ايلام و سرزمين هاى غرب ايران با همين نام رايج است. در دوران ساسانيان به ويژه بهرام گور و خسرو پرويز موسيقيدان هايى زيرنظر وزير دربار «خرم باش» كار مى كردند. در جشن هاى بزرگ، اين نوازندگان و خنياگران نواها و آهنگ هاى گوناگون اجرا مى كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لورى (خنياگر) از هند براى شادى و پايكوبى مردم به ايران آورد. نبد هيچ مانند بهرام گور ‎/ به داد و بزرگى و فرهنگ و زور مشهورترين موسيقيدان هاى اين دوران باربد، سركش، رامتين، بامشاد، آفرين و نكيساى چنگ نواز بودند. باربد براى هر روز هفته نوايى ساخت كه به هفت خسروانى معروف است. همچنين براى هر روز ماه سى لحن يا سى دستان و براى ۳۶۰ روز سال غير از پنجه دزديده، ۳۶۰ آهنگ يا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران كه در رديف موسيقى ايرانى است از ساخته هاى نكيسا است كه با چنگ نواخته است. دستان ديگرى به نام دستگاه راست است كه باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه هاى هفتگانه موسيقی ايرانى است، همچنين بايد به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرايش خورشيد، ماه بركوهان (ماه بالاى كوهسار)، كين ايرج، سوگ سياوش و گنج باد، گنج كاووس، تخت تاقديس، فرخ روز، سوگ شيديز و باغ شيرين اشاره كرد. موسيقی ايرانى داراى هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همايون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهاى ايرانى داراى سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است. در ايران بعد از اسلام با اينكه موسيقى در اسلام نهى شده بود، با اين حال دانشمندان اسلامى و موسيقيدانان بزرگ ايرانى درباره هنر موسيقى كتاب ها و نگارش هايى دارند. از آن جمله مى توان به بزرگان موسيقى در دوره اسلامى اشاره كرد: ۱- نشيط فارسى: از پيشگامان و سازندگان موسيقى عربى در قرن اول هجرى بوده است. (۸۰ هجرى) ۲- ابراهيم موصلى (ارگانى) و پسرش اسحق موصلى متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهيم شعر عرب را به آهنگ ايرانى آراست، گويند او نهصد نغمه موسيقى ساخته و پسرش نيز نوشته هايى در باب اصول موسيقى نگاشته كه امروزه چيزى در دست نيست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجرى) ۳- زرياب: يكى از موسيقيدان هاى ايرانى و شاگرد اسحق موصلى بوده و يكى از برجسته ترين خوانندگان و موسيقيدانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشيد بود. يكى از آثار اوفى الاغانى است. (۲۴۶ هجرى) ۴- ابوالعباس سرخسى يكى از نويسندگان ايرانى و از مردم سرخس بوده و درباره موسيقى دو كتاب از او باقى است. (كتاب الموسيقى الكبير و كتاب الموسيقى الصغير) (۲۸۶ هجرى) ۵- ابوبكر زكرياى رازى دانشمند بزرگ ايرانى كه در رى به تحصيل علوم گوناگون زمان خود مى پرداخت و درباره موسيقى كتاب فى الجمل الموسيقى را نگاشته است. در جوانى نيز عود مى نواخت. (۳۱۳هجرى) ۶- ابن خرداديه جغرافيدان ايرانى بوده و نيايش زرتشتى بوده اند و درباره موسيقى آثارى مانند آداب السماع، طبقات المغنين (درباره خوانندگان) و رساله اى درباره سازهاى زمان ساسانى نوشته است. (۳۰۰ هجرى) ۷- ابونصر فارابى بزرگترين دانشمند قرن سوم و چهارم هجرى است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانى بعد از ارسطو مى دانند. فارابى موسيقى را در بغداد آموخت و سماع طبيعى ارسطو را چهل بار خوانده است و سازى شبيه قانون نيز ساخته است و درباره موسيقى، آثارش عبارتند از: كتاب الموسيقى الكبير- و المدخل الى صناعته الموسيقى و كتاب الموسيقى. ۸- ابوعبدالله خوارزمى در اثرش مفاتيح العلوم از اصول موسيقى و ابزار و سازها سخن گفته است. (۳۷۰ هجرى) ۹- رودكى شاعر نامدار و موسيقيدان بزرگ ايرانى كه چنگ نيكو مى نواخت. (۳۲۹ هجرى) ۱۰- ابوعلى سينا دانشمند برجسته ايرانى معروف به شيخ الرئيس در زمان سامانيان مى زيسته. او در حدود ۱۰۰ كتاب در رساله نوشته است و در بخشى از موسيقى سخن گفته است و يكى از نوشته هاى او درباره موسيقى المدخل الى صناعته الموسيقى است. ۱۱- صفى الدين ارموى يكى از دانشمندان بزرگ ايرانى است كه حدود سال ۶۱۳ هجرى در اروميه به دنيا آمد. عودنواز چيره دستى بود و آثارش در مورد موسيقى كتاب هاى الادوار و شرفيه درباره پرده بندى عود و گام هاى موسيقى است. ۱۲- قطب الدين محمودشيرازى نويسنده كتاب دره التاج كه بخش بزرگى از آن درباره موسيقى است و در سال ۷۱۰ هجرى درگذشت. رساله او در تاريخ موسيقى ارزش زيادى دارد. ۱۳- الجرجانى. شهرت جرجانى بيشتر در علوم ادبى و حكمت است و درباره موسيقى كتاب مقاليد العلوم و دانش هاى ديگر سخن گفته است و در سال ۸۱۶ هجرى درگذشت. ۱۴- عبدالقادر مراغى، نقاش و خوشنويس و عودنواز ماهرى بوده است. از آثار او كتاب مقاصد الالحان و جامع الالحان درباره علم موسيقى است. (۸۳۸ هجرى) ۱۵- احمدالمسلم الموصلى يكى از موسيقيدان هاى ايرانى است كه كتاب درالنفى فى فن الموسيقى را درباره هنر موسيقى و موسيقى نظرى نگاشته است. (۱۱۵۰ هجرى) برخى از ساز-هاى ايرانى در دوره پيش از اسلام به سه دسته رده بندى شده اند: الف- سازهاى بادى مانند نى و سرنا و... ب- سازهاى كوبه اى (ضربه اى) مانند تنبك و... ج- سازهاى زهى مانند كمانچه و غچك و... ارغنون: بر وزن اندرون، ساز-ى ایرانی است مشهور و بسيار قديمى. گويند اين سازایرانی را افلاطون وضع كرده است. در نوشته ها آمده ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و نوازنده است كه جملگى يك چيز را به يك بار و به يك آهنگ با هم بخوانند و بنوازند. بربط: ساز-ى ایرانی است مرغابى شكل كه كاسه كوچك و دسته بلند دارد و عرب ها آن را گرفته، كاسه چوبى را بزرگ، دسته را كوچك و كوتاه كرده و آن را العود نام نهاده اند. بيشه: ساز-ى ایرانی است بادى كه بيشتر شبانان از آن استفاده مى كردند. توتك: بر وزن موشك ، ساز-ى ایرانی است مانند نى كه چوپانان مى نوازند. تنبور: بر وزن زنبور، ساز-ى ایرانی است مانند بربط. عرب ها به آن الطنبور مى گويند. جلاجل: ساز-ى ایرانی است دف مانند همراه سنج و دايره. چغانه: بر وزن ترانه، ساز-ى ایرانی است كوبه اى شبيه قانون و برخى آن را همان قانون مى دانند. چنگ: از ساز-هاى ايرانى پيش از اسلام است كه در ادبيات فارسى و نقش هاى باستانى به چشم مى خورد و در اروپا اين ساز به هارپ معروف است. دنبره: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور و معرب آن طنبوره است. دهل: ساز-ى ایرانی است ضربه اى كه در زير بغل گرفته مى نوازند. رباب: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور كه كاسه اى بزرگ و دسته كوتاهى دارد و روى كاسه پوست آهو مى كشند. رود: نام ساز-ى ایرانی است قديمى كه در ادبيات فارسى همراه چنگ و رباب آمده است. زنگل: سازى است قديمى كه داراى زنگوله ها و جلاجل هايى است. سرناى: سازى است بادى كه به آن ناى رومى نيز گفته مى شود. سنتور: سازى است خوش صدا كه بر صفحه چوبى آن ۹ تا ۱۲ خرك با سيم هاى زرد و سفيد ديده مى شود و با مضراب مى نوازند. سه رود: ساز-ى ايرانى است كه تركيب شده از سه ساز چنگ و رباب و بربط. شاخ و شانه: نام يك ساز ايرانى قديمى است. شاشك: بر وزن ناوك، سازى است معروف كه به آن رباب نيز گويند. شاوغر: بر وزن گاوسر، سازى است بادى و نفيرش از كرنا كمتر است و به آن ناى رومين نيز مى گويند. شاه ناى: كه مخفف آن شهناى است كه به سرناى رومى نيز معروف است. شش تا: نام سازى است كه به تنبور شش تار معروف است. شوشك: سازى است كه به آن رباب چهار رود نيز مى گويند. شهرود: سازى است مانند موسيقار كه ايرانيان و روميان در بزم و رزم نوازند. عجب رود: از سازهاى بادى است و مانند نى مى نوازند. عربانه: ساز-ى ایرانی است شبيه دف و دايره و بعضى به آن دايره حلقه دار مى گويند. عود: همان بربط ايرانى است كه عرب ها نام آن را العود نهاده اند. غيچك: نام سازى است معروف كه امروزه به آن كمانچه مى گويند. قانون: نام ساز ايرانى بوده كه با دو حلقه يا زخمه با انگشتان مى نوازند. امروزه به كشورهاى عربى و تركيه راه پيدا كرده است. نوازندگان اين ساز در دوران تيموريان و سلجوقيان و صفويه زياد بوده اند كه مى توان به حافظ قانونى، حافظ مضرابى و رحيم قانونى اشاره كرد كه نقش آنها در عالى قاپو اصفهان ديده مى شود. موسيقار: سازى است كه از نى هاى بزرگ و كوچك به شكل مثلث به هم وصل است و داراى صداى جالبى است كه درويشان و شبانان مى نوازند و نام پرنده اى نيز است. مولو: سازى است كه از شاخ آهو ساخته و داراى حلقه هايى نيز است. مهرى: نوعى از ساز چنگ است و يكى از نام هاى چنگ است. ناى مشك: نام سازى است بادى كه به آن نى انبان نيز مى گويند. نى هفت بند و نى لبك نيز از سازهاى بادى ايرانى هستند.

ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 :: 14:39 :: توسط : MaHdI

من قبلا در باره ي سنتور مطلب گذاشته بودم ولي براي ياد آوري درباره ي ساختار ساز سنتور مطلبي مي ذارم این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است. جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً 9تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌‌دهد.

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 :: 14:57 :: توسط : MaHdI

عبد الله دوامي، در كنار برومند و شهنازي و صبا ، يك عمر در تداوم اصالتهاي موسيقي ايران كوشيد. او از معلمان بزرگ موسيقي رديف است. در جواني نزد علي خان نايب السلطنه تعليم گرفت و چند سال بعد همراه هنرمندان بزرگ موسيقي وقت، به خارج سفر كردو صفحه هاي از صداي او ضبط شد او لوح محفوظ رديف هاي آوازي و سازي و قطعه هاي اصيل قديمي بود و يك عمر هر چه مي دانست ، بيدريغ به هنر آموزان جوان آموخت . دوامي نيز مثل بيشتر هنرمندان قديم ، اهل معنويت و خلوص وسادگي بود و با هنرش مي زيست. او عضو هيات موسيقيدانان سنتي بود و براي ضبط صفحه به خارج از كشور سفر مي نمود. او همچنين مدرّس آواز در هنرستان ملي موسيقي بود آثار: از او نوارهاي خصوصي اي باقي مانده است كه بيشتر جنبه آموزشي دارند. نت رديف آوازي او و تصنيف هاي قديمي ، به كوشش فرامرز پايور چاپ شده و آلبوم نوارهاي رديف آوازي او نيز انتشار يافته است. صفحات گرامافون به همراه درويش خان ، سيّد حسن طاهرزاده ، ابوالحسن اقبال آذر و باقر خان رامشگر ، نوارهاي خصوصي تدريس به شاگردان مختلف ، پنجاه تصنيف عارف (ضبط توسط ابراهيم منصوري). شاگردان استاد: استاد ابوالحسن صبا، استاد فرامرز پايور، استاد محمود کريمي، استاد نصرالله ناصح پور، استاد محمدرضا شجريان، استاد محمدرضا لطفي، استاد ناصر فرهنگ فر، استاد حسين عليزاده، استاد پرويز مشکاتيان، استاد داريوش طلائي، مجيد کياني، محمد حيدري فاطمه واعظي(پريسا)، فاخره صبا، تورج كيارس، كريم صالح عظيمي، شاپور حاتمي، نورعلي خان برومند، شهرام ناظري، سيما بينا، رامبد صديف ... به سال 1270 در (طا) كه يكي از دهات تفرش مي باشد كودكي ديده به جهان گشود كه والدينش نام عبدالله را براي او بر گزيدند. عبدالله دوران كودكي را در اين ده سپري كرد وتحصيلات ابتدايي را نزد تني چند از ملاهاي ده فرا گرفت. وي پس از چندي به تهران آمد و در مدرسه تربيت نام نويسي كرد و در اين مدرسه با ركن الدين خان مختاري همكلاس بود. وي شبي در منزل شخصي به نام مجدالممالك كه از دوستانش بود با علي خان نايب السلطنه كه از خوانندگان بزرگ آن زمان بود آشنا شد و در حضور وي قطعه يي بنا به درخواست مجدالممالك مي خواند كه مورد قبول علي خان نايب السلطنه قرار مي گيرد و او دوامي را تشويق مي كند كه نزد وي آواز كار كند و اولين مشق خود را كه دستگاه شور بود نزد علي خان آغاز مي كند كه اولين استاد وي همين شخص مي باشد. عبدالله دوامي پس از چندي نزد استادان : آقا ميرزاحسينقلي، حسين خان كمانچه كش، درويش خان، ملك الذاكرين و آقا ميرزا عبدالله رفت و بسياري نياموخته ها را از آنان آموخت و خود شد استاد عبدالله خان دوامي. دوامي قبل از انقلاب مشروطيت براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران و براي حفظ و حراست و اشاعه آن قرار شد كه به اتفاق اقبال السلطان و باقر خان و مشير همايون شهردار و عده يي ديگر به برلن بروند ولي به واسطه جنگ جهاني اول وقفه يي در اين مسافرت هنري پيش آمد كه اجبارا به جاي برلن به تفليس و قفقاز رفتند و تصميم خود را آنجا عملي كردند. استاد دوامي مدت هفت سال در اداره پست كار كرد و پس از اين مدت به وزارت دارايي منتقل و تا پايان دوران باز نشستگي در اين وزارتخانه مشغول كار بود. وي از فروردين ماه 1334 همكاري خود را با سازمان راديو و تلوبزيون وقت وقت و مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران شروع كرد كه به واسطه كبرسن شاگردان را در منزل تعليم مي داد. استاد عبدالله خان دوامي در بيستم دي ماه 1359 دار فاني را وداع گفت.

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 :: 17:56 :: توسط : MaHdI

دماوندي – جناب در زمان مظفرالدين شاه زندگي مي كرد. جناب دماوندي خواننده واستادش جعفر ابراهيمي بود. وي يك صفحه به همراه حسينقلي فراهاني ( نوازنده تار) و همچنين صفحه اي به همراه علي اكبر خان فراهاني ( تار) و صفحه اي نيز به همراه علي اكبر خان شهنازي دارد. ( شهنازي در آن زمان١٤ سال داشت) درگاهي –اميرارسلان خان نوازنده سه تار بود و نواختن تار را نيز نزد درويش خان فرا گرفت. اساتيدش درويش خان و مرتضي ني داوود بودند. درگاهي با ظلي، تاج اصفهاني، قمرالملوك وزيري ( همگي خواننده بودند) براي اجراي برنامه همكاري نزديكي داشت. او صفحات بسياري با قمر و تاج در سال ١۳٠٧ ضبط كرد. درگاهي تصنيفهاي زيادي از اميرجاهد ( تار ) اجرا كرد. دوامي – عبداله (١٢٧٠- ٦/١١/١۳٥٩) در تفرش (استان مركزي) به دنيا آمد. دوامي رديف آوازي تدريس مي كرد و تصانيف بسياري از موسيقي كلاسيك ايران مي دانست. اساتيدش علي خان نايب السلطنه ( علي خان حنجره دريده)، عين الدوله ( تنبك )، آقا حسينقلي فراهاني، ميرزا عبداله فراهاني، حسين خان اسماعيل زاده ( رديف دان صفحه و نوازنده كمانچه)، درويش خان، مالك ذاكرين و سماع حضور بودند. در سال ١۳۳٤ براي فعاليت وارد راديو و تلويزيون شد و يكي از اعضاي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايراني بود. شاگردان او محمود كريمي، فرامرز پايور، حسين عليزاده، محمد رضا لطفي، محمد رضا شجريان، داريوش طلايي، فاطمه واعظي ( پريسا)، فاخره صبا، پرويز مشكاتيان، مجيد كياني، محمد حيدري و … بودند. وي براي ضبط صفحه به همراه درويش خان به تفليس سفر كرده بود. دوامي رديف آوازي دارد كه رديفش را به همراه تار محمد رضا لطفي اجرا كرده است. فرامرز پايور دركتاب رديف دوامي، تصنيفها و رديف آوازيش را منتشر كرد. او به مدت ٧ سال در اداره پست نيز كار مي كرد. دهلوي – حسين (١۳٠٦) در تهران متولد شد. پدرش معزالدين امامي بود. اساتيدش ابوالحسن صبا، حسين ناصحي، هيمونت تايبر{(Himont Tiber) اتريشي} كريستين ديويد (نماينده رييس دانشگاه وين در دانشگاه تهران ) بودند. دهلوي آهنگسازي را در هنرستان موسيقي فرا گرفت. بعد از ابوالحسن صبا او رهبر اركستر صبا بود. حسين دهلوي رييس هنرستان موسيقي تهران ( سالهاي ١۳٤١ـ١۳٥٠ ) بود. حسين دهلوي تصانيف بسياري براي موسيقي ايراني ساخته، كاستهاي بسياري ضبط و همچنين كنسرتهاي بسياري نيز اجرا كرده است. دهلوي اركستر سازهاي مضرابي ايراني را براي نخستين بار در ايران تشكيل داد. او كتابهاي بسياري منتشر كرده است و از ميان آنان مي توان به اين كتاب ها اشاره كرد: كتابي براي تلفيق شعر و موسيقي و همچنبن يك كتاب براي آموزش ريتم.

ارسال شده در تاریخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 :: 9:58 :: توسط : MaHdI

تور کنسرت گروه موسیقی "آوا" به خوانندگی محمدرضا شجریان از روز یکشنبه 15 اردیبهشت ماه به مدت 40 روز در آمریکا و کانادا برگزار می شود.
به گزارش مهر، سعید فرجپوری نوازنده کمانچه گروه موسیقی "آوا" با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : کنسرت بهاریه گروه موسیقی "آوا" در دو بخش برگزار می شود بخش نخست این کنسرت در دستگاه شور و افشاری به آهنگسازی خودم و بخش دوم در دستگاه ماهور با آهنگسازی مجید درخشانی بر روی اشعاری از سعدی،حافظ و مولانا اختصاص دارد.
وی در ادامه خاطر نشان کرد : تور گروه موسیقی "آوا" در شهرهای دو شهر مونترال و تورنتو کانادا و در ده شهر آمریکا برگزار می شود نخستین اجرای گروه آوا پس از کانادا با شهر سانفرانسیسکو آغاز و درلس آنجلس،سیاتل،واشنگتن،نیویورک ،شیکاگو و آتلانتا ادامه پیدا می کند.
سعید فرجپوری ،مجید درخشانی ،حسین بهروزی نیا، حسین رضایی نیا و همایون شجریان از اعضای گروه موسیقی "آوا" هستند که در این اجرا محمدرضا شجریان را یاری می کنند.
این کنسرت ها نخستین برنامه استاد شجریان پس از عمل جراحی اش محسوب شده ومدیر اجرایی برگزاری تور 40 روزه گروه موسیقی " آوا" در کانادا و آمریکا به عهده حسین بهروزی نیا است.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 :: 16:21 :: توسط : MaHdI

ببخشيد كه يكي دو ماهي آن نبودم ومطلب هم ندادم هم به علت اينكه سفر بودم و هم به علت قاطي شدن كامپيوترم.

درباره حبیب ا... بدیعی (1386/03/27)

معين شالي بيک
حبيب الله بديعي در سال 1312 در سرزمين هميشه بهار هنرپرور و مردخيز مازندران در شهر "سواد كوه" در كانوني گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادري كه براي هنر و هنرمند احترامي خاص قائل بودند تولد و پرورش يافت.
دو ساله بود كه پدرش "سواد كوه" را ترك و در شهر ساري اقامت گزيد و به كار فلاحت و تجارت پرداخت.هنوز هشت بهار از سن حبيب نگذشته بود كه همراه خانواده ي خود به تهران آمد و مقيم اين شهر شد.
در ساري برادر بزرگ حبيب براي خود ويلني تهيه كرده و نزد يك نوازنده ي ارمني به فراگرفتن ويلن مشغول مي شود ولي بعد از دو سال از ادامه ي كار خسته شده و نواختن ويلن را ترك مي كند.در اين زمان حبيب گهگاهي بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستي به آرشه ي ويلن برده و نغمات دلنشيني به گوش مي رساند.اين عمل از ديد برادر مكتوم نماند و وقتي علاقه ي شديد او را نسبت به موسيقي مي بيند ويلن را به او هديه مي كند.
پدر و مادرش كه به تعليم و تربيت وي مانند ساير اولادان خود بي نهايت علاقمند بودند بر تحصيلات او نظارت دقيق داشتند و او تا اخذ ليسانس از دانشكده ي علوم تمام مراحل تحصيلي را با موفقيت به پايان رسانيد.



سال 1326 بود كه حبيب نوجوان پس از مدتي تمرين نزد خود به كلاس آقاي "مفخم پايان" مي رود و از ايشان كسب فيض مي كند.دكتر لطف اله مفخم پايان يكي از شاگردان خوب و باوفاي استاد ابوالحسن صبا بود چنانكه اغلب رديفهاي استاد به خط و اهتمام اين هنرمند نوشته و چاپ شده است.وي مدت سه سال حبيب اله بديعي را در فراگيري رديفهاي صبا تعليم مي دهد.بديعي رفته رفته چنان پيشرفتي در كار موسيقي حاصل مي كند كه در سال 1329 يعني پس از چهار سال نوازندگي به عنوان سوليست در برنامه ي راديو ارتش به نواختن ويلن مشغول مي شود.بعد از دو سال در واقع در سال 1331 به كلاس استاد ابوالحسن صبا مي رود و مدت دو سال از محضر او كسب فيض كرده و دوره ي تكميلي آوازها را نزد او به پايان مي رساند.در همين زمان كه نزد استاد صبا به فراگيري مشغول بود مدت دو سال نيز نزد يكي از اساتيد موسيقي كلاسيك خارجي به نام "جينگوزيان" كه از ارامنه ي قفقاز بود دوره مي بيند.
بديعي علاقه ي وافري به موسيقي اصيل و سنتي ايران دارد و اعتقاد او بر اين است كه موسيقي ملي هر كشور نماينده ي اعتلاء روح آن ملت است و اگر بخواهند استقلال و همبستگي ملتي را از او بگيرند اول موسيقي و فرهنگ و ادبيات آن كشور را تسخير مي كنند بعد به سراغ ساير نشانه هاي ملي آن كشور مي روند اما فرهنگ و ادبيات و موسيقي ملي ايران همانگونه كه ناملايمات تاريخي و حملات وحشيانه ي مغول و بعضي از اقوام ديگر را پشت سر گذاشته در برابر اين تهاجمات مردانه ايستادگي كرده و از اين پس نيز به اتكاء فرهنگ پر بار خود راه آينده را در نورديده و ميراث هاي فرهنگي خويش را پشتوانه ي همت خود قرار مي دهد.



استاد بدیعی و گلپا


حبيب اله بديعي در نواختن دستگاهها و گوشه هاي آواز قدرت و توانايي قابل ملاحظه يي دارد.در آهنگسازي و نوازندگي داراي سبك خاصي است كه هر يك از آثار او از شيوايي و لطافت كم نظيري برخوردار است.او همين كه مي بيند تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است براي شنونده كسالت آور باشد به قطعه يي ضربي روي مي آورد كه موجب تنوع و مبين قدرت نوازندگيش مي گردد به طوري كه بسياري از اهل فن معتقدند سلوي مشهور او كه در دستگاه "شور" نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامي درياي مازندران زادگاهش مي باشد و شنونده را در الهام و رؤياهاي دور و دراز فرو مي برد.
حبيب اله بديعي ابتدا در سال 1333 اركستر كوچكي را رهبري مي كرد كه بعدها بنا به تجديد نظر تشكيلات اركسترهاي راديو اركستر شماره ي 6 نام گذاري گرديد.وي در سال 1337 بنا به دعوت داود پيرنيا سرپرست برنامه ي گلها كار خود را در اين برنامه با خوانندگاني چون:غلامحسين بنان حسين قوامي اكبر گلپايگاني محمودي خوانساري محمد رضا شجريان و غيره آغاز كرد.
وي در سال 1343 عضو شوراي موسيقي راديو در سال 1345 معاون اداره ي راديو تهران و سپس معاون اداره ي موسيقي سال 1346 تا سال 1351 رئيس اداره ي موسيقي راديو و از سال 1351 تا سال 1358 عضو شوراي واحد موسيقي كه اعضاء آن متشكل از آقايان:مرتضي حنانه علي تجويدي و حسينعلي ملاح بود منتصب مي گردد و ضمن رهبري اركسترهاي شماره ي 2 و 4 و 6 سپس مدت 6 سال رهبري اركستر "باربد" را به عهده داشت.



فريدون ناصري آهنگساز خوب و هنرمند در يكي از برنامه هاي راديويي مي گويد:" حبيب اله بديعي يكي از آهنگسازان و نوازندگاني است كه در اين رده مي شناسيم.او يكي از زبردست ترين بداهه نوازان يا بداهه سراياني است كه ما طي سال هاي اخير در سرزمينمان ديده ايم.
حبيب اله بديعي نه فقط استعدادي باورنكردني در بداهه سرايي و رديف شناسي دارد بلكه اگر لازم باشد بالاترين درجه ي قدرت تقليد را هم از هنرمندان گذشته دارد.او اين كار را زماني انجام مي دهد كه از هر جهت لزوم اين عمل ثابت شده باشد كما اين كه بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواري از قطعه ي معروف "زنگ شتر" او در دست نبود و يا حداقل راديو چنين نواري نداشت حال اين كه لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از دست رفته اين شاهكار هميشه جاويدان او پخش مي شد از سوي ديگر استاد فقيد شاگردان زيادي داشت منجمله حبيب اله بديعي هم شاگرد او بود.باري بنا به صلاحديد مدير آن روز راديو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد اين قطعه ي "زنگ شتر" را نواختند و قطعه يي كه بنا به نظر بسياري پذيرفته شد و حتي به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه يي بود كه حبيب اله بديعي نواخته بود.يكبار ديگر بايد بگويم كه در همان زمان صريحا به تصديق همگان آنچه كه حبيب اله بديعي نواخته بود صد در صد با نحوه ي نوازندگي استاد ابوالحسن خان صبا برابري مي كرد.



استاد حبيب الله بديعي در تاريخ 29/7/71 به رحمت ايزدي پيوست ، جسد وي را در جوار امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.



ارسال شده در تاریخ : جمعه شانزدهم فروردین 1387 :: 11:7 :: توسط : MaHdI

استاد علی اصغر بهـاری

علی اصغر بهاری، به سال ۱۲۸۴ خورشيدی، در خانواده ای اهل موسيقی زاده شد. پدرش "محمد تقی خان" او را از ده سالگی به فراگيری کمانچه فرستاد. پس از مرگ زودرس پدر، علی اصغر و خانواده اش به ناگزير نزد پدربزرگ به ادامه زندگی پرداختند.پدربزرگ او "ميرزا علی خان" که موسيقیدان شهره ای بود همراه با هنرمندانی چون"آقا حسينقلی"، "ميرزا عبدالله" و "درويش خان" در برنامه های اجرايی موسيقی شرکت می جست.

طبعاً هم نشينی با او و دوستان هنرمندش برای علی اصغر نوجوان موهبتی بزرگ بود و سبب پيشرفت های بيشتر او می شد.علی اصغر به گفته خودش، در هجده سالگی ديگر به مرز مهارت رسيده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها، هنرنمايی کندهمانگونه که پيشتر اشاره کرديم، علی اصغر جوان نيز مجذوب ساز تازه وارد ويولن شد و بيست و پنج ساله بود که نواختن آن را نيز فرا گرفت.

علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲، از سوی "جواد معروفی" که برنامه های موسيقی راديو را زير نظر داشت به همکاری با اين سازمان دعوت شد.بهاری که می ديد روز به روز بر شمار نوازندگان ويولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است، انديشيد که بهتر است به جای ويولن، به تيمار کمانچه سنتی بپردازد. معروفی نيز اين انديشه را پسنديد و نوای زيبای کمانچه بهاری، برای نخستين بار از راديو پخش شد.




از آن پس بهاری نيز چون هنرمندان برجسته ديگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسايی و احمد عبادی و رضا ورزنده، از تکنوازان ثابت قدم راديو به شمار آمد.بهاری خود در مورد نخستين برنامه تکنوازی خود در راديو و بازتاب آن گفته است:




"همان روز اول که من کمانچه زدم، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پيدا کرد. حتی خود من تصور آن را نمی کردم که اين ساز فراموش شده، آنقدر طالب داشته باشد. از همه جا به سراغ من آمدند. موسيقی دان هايی هم که قبلاً مرا نمی شناختند، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشويق کردند... ."

چندی بعد، "روح الله خالقی" رئيس هنرستان عالی موسيقی، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.برخی از شاگردان پيشرفته ويولن، به توصيه خالقی، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند.رفته رفته شهرت بهاری فراگيرتر شد و بيشتر مراکز آموزشی موسيقی برای کمانچه او نيز کلاسی بنياد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسيقی وابسته به سازمان راديو تلويزيون ايران و بخش موسيقی دانشکده هنرهای زيبا، در دانشگاه تهران ياد کرد. در مرکز حفظ و اشاعه بهاری، علاوه بر تدريس، رديف کمانچه را نيز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است.

علی اصغر بهاری در سال های پيش از انقلاب، به دعوت مراجع فرهنگی بين المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسيايی و اروپايی داشته است. او در اين سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسيقی ملی، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است. برخی از صفحات موسيقی سنتی ايران که از سوی يونسکو، انتشار يافته، نواخته های کمانچه بهاری را نيز در خود دارد. حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسيقی ايران گذشته از جاذبه هايی که در اجرای موسيقی سنتی پديد آورده، تاثيری دراز مدت و مستمر نيز در جامعه بر جای نهاده است: از نو سربرآوردن کمانچه و رواج و رونق آن در ايران پس از انقلاب. اينک کمتر گروه سنتی موسيقی را می توان يافت که کمانچه در آن نباشد. اين بار البته رغبت غميادانه به کمانچه، می توانست سرنوشت پيشين کمانچه را برای ويولن رقم بزند. ولی خوشبختانه، پايداری و شکيبايی ويولن نوازان برجسته ايرانی، با همه راهبندان هايی که پيش روی خود دارند، اين ساز را همچنان سرپا نگاه داشته است

این استاد فرهیخته در بیستم خرداد ۱۳۷۴ دارفانی را وداع گفت . یادش گرامی

ارسال شده در تاریخ : جمعه هفدهم اسفند 1386 :: 21:48 :: توسط : MaHdI

 

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (یا کلاویه‌های به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

تصویر:Piano.jpg

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

تاریخچه

پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

 نام‌گذاری

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) است، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید صداهای ملایم و قوی می‌باشد.

پیانو‌های اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

 انواع پیانو

  • پیانو دیواری (Vertical - Upright)
  • پیانو اسپینت
  • پیانو کنسول
  • پیانوی بزرگ

البته پیانو‌های بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانو‌های پیشرفته تر استفاده می‌شود.


ارسال شده در تاریخ : جمعه هفدهم اسفند 1386 :: 19:32 :: توسط : MaHdI

زندگی نامه استاد غلام حسین بنان

استاد بنان در اردیبهشت 1290 در قلهک تهران و در خانواده ای صاحب جاه به دنیا آمد .     پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن الدله( برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصرسیف بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغازمیکند و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند. از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب گردید. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نیفتا دو سرانجام درساعت 7 بعدالظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. روانش شادباد.


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 :: 20:53 :: توسط : MaHdI

ظلي - رضا قلي ميرزا (٢٣/١١/١٣٢۴-١٢٨٥)

Zelli (sh 23/11/1324– 1285 ) ( 1945 – 1906 m ) 

او در تهران متولد شد. وي خواننده بود و به موسيقي كلاسيك ايراني ( رديف) آشنايي داشت. پدرش احمد ميرزا ظلي بود. اساتيدش اقبال آذر و عارف قزويني بودند. او صفحه اي به همراه ارسلان درگاهي ( سه تار)، ابوالحسن صبا ( ويولن) و مشيرهمايون شهردار ( پيانو) ضبط كرده است.


ظريف - هوشنگ (١٦/٩/١٣١٧)  

Houshang Zarif

در تهران به دنيا آمد. هوشنگ ظريف نوازنده و مدرس ساز تار است. موسيقي را در هنرستان موسيقي تهران آغاز كرد و در همان هنرستان مشغول تدريس شد. اساتيدش موسي معروفي، علي اكبر شهنازي و حسين تهراني بودند. او به همراه گروه اساتيد موسيقي ايران كنسرت هاي بسياري در ايران و ديگر كشورها اجرا كرده است. اجراي رديف ميرزا عبداله، همكاري در تهيه كتاب هاي آموزش تنبك حسين تهراني، رديف آوازي محمود كريمي، رديف نوا و راست پنجگاه علي اكبر شهنازي، آلبوم آموزشي كتاب اول و دوم تار و سه تار و ديگر موارد را مي توان از كارهاي وي نام برد.

در اصفهان به دنيا آمد. كمانچه و همچنين تار مي نواخت. اساتيدش موسي كاشي و ميرزا حسينقلي فراهاني بودند. وي براي ضبط صفحه به همراه گروهي از موسيقي  دانان آن دوره به اروپا رفت و كارهايي را در آنجا ضبط كرد. همچنين در سفر آقا حسينقلي فراهاني  به فرانسه (پاريس) و درويش خان به تفليس آنان را همراهي كرد.


 بديعي حبيب اله (١۳١٢ـ١۳٧١)

درشهرستان سواد كوه ( استان مازندران ) به دنيا آمد. بديعي آهنگساز و نوازنده  ويولن  بود. بديعي در دانشگاه تهران در رشته زمين شناسي تحصيل كرد. استادان او لطف اله مفخم پايان (سه سال)، صبا (دو سال)، چينگوزيان ( يك سال ) بودند. بديعي براي فعاليت هنري در سال ١۳۳١ به راديو رفت و تكنواز ويولن  دراركستر ارتش بود. در سال ١۳۳٢ در راديو گروه موسيقي را به راه انداخت. در سال ١۳۳٦ رهبري  اركسترموسيقي راديو و باربد و نكيسا را به عهده داشت.


 بركشلي مهدي (١٢٩١ـ١۳٦٦)

بركشلي، فيزيولوژيست، موسيقيدان و مدرس آكوستيك در دانشگاه تهران بود. بركشلي فيزيك را در فرانسه تحصيل كرد و موفق به اخذ درجه دكترا (PHD) فيزيك شد. بركشلي رييس هنرهاي زيباي موسيقي در سال ١۳۳٩ بود. همچنين رييس كميته بين اللملي موسيقي ايراني بود. او كتابهاي بسيار و مقالات زيادي در زمينه آكوستيك و موسيقي ايراني منتشر كرد.


 برومند نور علي(١٢٨٥ـ١۳٥٥)

در تهران متولد شد و سازهاي تار، سه تار، سنتور، تنبك و عود را مي نواخت. برومند در زمينه تدريس رديف موسيقي نيز در مراكز مختلف فعاليت مي كرد. او نزد درويش خان و حبيب سماعي  موسيقي را فرا گرفت. همچنين رديف موسيقي ايران را نزد اسماعيل قهرماني فرا گرفت. در حادثه اي  بر اثر افتادن از روي اسب بينايي خود را از دست داد. از شاگردان او مي توان محمد رضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، محمد رضا شجريان، مجيد كياني و... را نام برد. او رديف موسيقي ايران را ضبط كرد كه هم اكنون يكي از مهمترين مرجع رديف هاي موسيقي ايران است. برومند چند سالي رييس دانشكده موسيقي دانشگاه تهران بود.


 بنان غلامحسين (٨/١٢/١۳٦٤-١٢٩٠)

در تهران متولد شد ونزد پدر و مادرش، مرتضي ني داوود، صبا، رضا محجوبي، وزيري، عبادي و  پيانو را  فرا گرفت. از شاگردانش مي توان احمد ابراهيمي، بياباني  و كاوه ديلمي را نام برد. بنان در سال ١۳٢٠ فعاليت خود را در راديو آغاز كرد و در سال ١۳٢۳ اي ايران (ساخته خالقي ) را خواند. بنان حدود ۳٥٠ تصنيف ديگر نيز ضبط كرده است.


 بهاري علي اصغر(١٢٧٤ـ١۳٧٤)

علي اصغر بهاري كمانچه مي نواخت و رديف نيز تدريس مي كرد. او در دانشگاه تهران و كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران به تدريس كمانچه و رديف موسيقي ايراني مشغول بود. اساتيدش  ميرعلي خان ( پدر بزرگ ايشان)، رضاخان، اكبرخان، حسن خان ( دايي ايشان)، ركن الدين خان، رضا محجوبي ( براي ويولن)  بودند. او در سال ١۳۳٢ فعاليت خود را در راديو آغاز كرد و در سال ١۳٤٦ براي ضبط صفحه در راديو فرانسه  به پاريس رفت. شاگردانش: علي اكبر شكارچي، داوود گنجه اي، هادي منتظري، محمد مقدسي بودند. او در سال ١۳۳٢ به ساز كمانچه در موسيقي ايران جاني دوباره بخشيد و پس از آن به نواختن و همچنين اشاعه اين ساز مشغول شد. وي قطعات زيادي براي كمانچه ساخته است.


 بيگجه خاني غلامحسين (١٢٩٧ـ١۳٦٦)

در تبريز متولد شد. پدرش ( آقا حسينقلي بيگجه خاني ) تار مي نواخت و غلام حسين نواختن تار را نزد پدرش فراگرفت. استاد او اقبال آذر ( خواننده) بود. او مدت ٢٥ سال رييس كانون هنرهاي زيباي تبريز بود. او يكي از اعضاي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران نيز بود. وي كاستهاي بسياري با محمود فرنام (نوازنده دايره) و اقبال آذر ضبط كرد.


 بينش تقي(١۳٠٠ـ١۳٧٥)

در مشهد به دنيا آمد. روزنامه نگار، تاريخدان موسيقي و رييس موسيقي دانشگاه  تهران بود. موسيقي را نزد علي اكبر شهنازي فرا گرفت. طرحها و كتابهاي بسياري در زمينه تاريخ موسيقي نوشت و همچنين مجله خراسان را نيز منتشر كرد.


 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه هشتم اسفند 1386 :: 18:36 :: توسط : MaHdI

اینم برای اونایی که می گن تار ۴ تا تار داره!!!یا سه تار ۶تا!!!!


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه هفتم اسفند 1386 :: 20:48 :: توسط : MaHdI

دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است.

این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن است. چنانکه از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.

همچنین در انجیل مقدس آمده است که پس از آنکه حضرت موسی (ع)از رود نیل گذشت مریم نبیه(که از نزدیکان موسی(ع) بود)دف به دست گرفت و شروع به سرودن و نواختن کرد.[نیاز به ذکر منبع]

در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌‌شد خمک یا خمبک می‌‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می‌‌گفتند.

دف‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌‌کردند و می‌‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌‌نواختند جلاجل زن می‌‌گفتند.

در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.

دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند.

پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک وقصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه ششم اسفند 1386 :: 20:48 :: توسط : MaHdI


ارسال شده در تاریخ : شنبه چهارم اسفند 1386 :: 19:52 :: توسط : MaHdI

حسین علیزاده (زادهٔ شهریور ۱۳۳۰) آهنگ‌ساز، ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایران است.

 تصویر:HosseinAlizadeh.JPG

 زندگی‌نامه

علیزاده پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن، و عبدالله دوامی موسیقی آموخته است و در دانشگاه آزاد برلین نیز تحصیل کرده است.

علیزاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی بود. دو کنسرت او در جشن هنر شیراز آغاز راه او به عنوان یکی از وزنه‌های موسیقی ایران بود. او با عضویت در گروه چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.

علیزاده هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه تهران است  و تا سال ۱۳۸۴ با شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود.

حسین علیزاده دارای دو فرزند به نام های صبا (نوازندهٔ کمانچه) و نیما (نوازندهٔ رباب و تار) است که هم اکنون در گروه هم آوایان زیر نظر استاد علیزاده فعالیت دارند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه سوم اسفند 1386 :: 9:22 :: توسط : MaHdI

قیچک یکی از سازهای زهی است که مانند کمانچه با آرشه نواخته می‌‌شود و یکی از سازهای موسیقی ایرانی است که قدمت بسیار زیادی دارد. این ساز از نظر نوازندگی شبیه به ویولن‌سل است.

ساز قیچک در استان سیستان و بلوچستان ایران نواخته می‌شده است. امروزه وزارت فرهنگ و هنر ایران این ساز را در شهرهای دیگر نیز رواج داده و سه گونه قیچک تکمیل‌تر به نام‌های قیچک سوپرانو (به طول ۵۶٫۵ سانتی‌متر)، قیچک آلتو (۶۳ سانتيمتر) و قیچک باس به همان نسبت بزرگ‌تر ساخته‌اند.


رباب(به ضم ر) یک ساز قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد.ساز اخیر قبلا دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است. این ساز با کمانه به صدا درامده و همان است که ما امروز آن را کمانچه مینامیم. از نوازندگان این ساز در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده اشاره کرد.

دیوان از جمله سازهای زهی است. این ساز یک ساز ایرانی است.این ساز در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که سایز کوچک آنرا (جره) سایز متوسط آنرا (باغلاما) و سایز بزرگ آن (دیوان) است.که کاسه‌ای بزرگ‌تر از سه‌تار دارد. این ساز شامل ۷ سیم در ۳ ردیف می‌باشد.همچنین دارای 23 پرده یا ری میباشد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه سوم اسفند 1386 :: 9:16 :: توسط : MaHdI

 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

و اما عود

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمه‌ی العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

خود كلمه‌ی بربط در واقع از دو كلمه‌ی "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینه‌ی جلو داده و گردن كوچكی دارد.

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

انواع بربط

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

ساختار بربط

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

احیاء عود (عود معاصر)

با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.

عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور ابراهیم‌ اشاره‌ کرد.

عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی‌ و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند

عودسازان ایران

محمد رفیع اشعری هم اکنون بهترین عود ساز ایران می باشدو به اعتقاد بسیاری بهترین عود نواز ایران البته عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , و نریمان آبنوسی نیز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند[۱].

در ادبیات

·                     حافظ می‌فرماید:

با شاهد شوخ و شنگ و با بربط و نی

 

گنجی و فراغتی و یک شیشه می‌

چون گرم شود زباده ما را رگ و پی

 

منت نبریم یک جو از حاتم طی

 

·                     خیام می‌فرماید:

مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت

 

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت‌

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

 

اين هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 :: 20:28 :: توسط : MaHdI

قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد: اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدودا شامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهاي گوناگوني بوده اند. پس ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوام در كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نه هر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از اين اقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چون اعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند و فرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كه مغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلامي را به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.
در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافت عباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و از آن زمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هر كدام باتوجه به ريشه فرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدند و بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهاي مسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شده از فرهنگ عرب مي دانند كه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ و فرهنگ اين سرزمينها است.
تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :

الف: دوران پيش از اسلام

ب: دوران بعد از سلام


در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همان حجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل از ميلاد مسيح آغاز مي شود. از مجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايران باستان كه در شوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كه نمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها است. درحجاريهاي طاق بستان گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهاي بادي نيز مشاهده مي شود. بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمين محدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال ما اطلاعي از موسيقي كاربردي و نحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دوران نداريم. اما در دوره بعد ازفتح ايران توسط اعراب تا آخر دوره خلفاي راشدين كه در سده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند (از سال يازده تا چهل و يك هجري قمري) انواع موسيقي ممنوع بود. با به روي كار آمدن بني اميه حدودا موسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد و از اين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوج شكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران و اسلام است كه در اين دوران كساني چون فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي، عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردن كه كتب و رساله هاي آنها در موسيقي موجود است. در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدن شاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و از موسيقي كه در دوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا در دوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستم ديگري كه بنام دستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود، كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آن زمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني و سنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي به ايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خط نت در آمد.


ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 :: 17:5 :: توسط : MaHdI

نوازندگان تنبك : محمد اسماعيلي
 

 

Image hosting by TinyPic

 

محمد علي اسماعيلي به سال 1313 شهريور ماه در تهران متولد شد و از اوان كودكي علاقه شديدي به نواختن تمبك داشت و هر جا كه سيني و پيت و ناودان و غيره ... به دستش مي رسيد شروع به نواختن مي كرد .
مرتضي و مصطفي گرگين زاده ، دايي هاي وي كه هر دو اهل موسيقي بودند مشوق وي در نواختن ضرب بودند و پس از تحصيلات عمومي خواهر زاده خود ، وي را در سال 1330 به حسين تهراني ، استاد تمبك نواز معرفي مي نمايند و در هنرستان موسيقي ملي زير نظر حسين تهراني به فرا گرفتن فن نواختن ضرب مشغول مي شود و در تاريخ 1337 توسط استاد به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفي و رد اركسترهاي موسيقي ملي و گروه تمبك شروع به همكاري مي نمايد و بعد از 5 سال براي اجراي برنامه هاي موسيقي ملي و هر چه بيشتر شناساندن آن به كشورهاي : آفريقايي ، آسيايي ، اروپايي و آمريكايي مسافرت كرد و برنامه هاي اجرا نموده ، از سال 1343 در هنرستان موسيقي ملي ايران مشغول تدريس تمبك شد و از آن تاريخ به بعد شاگردان بسيار تعليم داد كه در مراكز رسمي هنري كشور مشغول فعاليت مي باشند .

در سال 1345 سرپرستي گروه تمبك وزارت فرهنگ و هنر آن زمان را عهده دار شد كه براي اين گروه ، حدود پانزده قطعه فانتزي روي ريتم هاي ايراني تنظيم كرد و در كشورهاي خارج و تالار رودكي سابق اجرا شد ، موسيقي قطعه يي به نام " رونما "نوشته خانم سرلك سرپرست موسيقي ملي تالار رودكي سابق كه روي يكي از داستانهاي اصيل ايراني نوشته شده بود ، به وسيله اسماعيلي تنظيم و توسط گروه تنبك وزارت فرهنگ و هنر سابق در تالار رودكي سابق اجرا گرديد كه با استقبال فراوان مردم روبرو شد و همين امر موجب شد كه بيش از دويست بار اجرا گردد. از ساخته هاي ديگر او قطعه يي است كه به ياد استادش حسين تهراني ، براي اركستر سازهاي ايراني و گروه تنبك ساخته است كه ملودي آن از استاد فرامرز پايور بوده و با اركستر پايور و گروه تنبك در شبي كه به ياد استاد حسين تهراني در تالار رودكي سابق برپا گرديده بود اجرا شد.
محمد علي اسماعيلي مشغول تدوين جلد دوم كتاب "تنبك و تدريس آن"مي باشد . وي بيشتر اوقات خود را با استاد فرامرز پايور مي گذراند.

بابا نشد ديگه، وقتي به وبلاگ مي آييد نظرم بديد.



ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 :: 17:0 :: توسط : MaHdI

 

اردوان کامکار، (۱۳۴۷ - ) نوازنده سرشناس سنتور است.

وی در سال ۱۳۴۷ در سنندج متولد شد. او جوانترین عضو خانواده هشت نفره معروف «کامکار» است. وی که آموزش سنتور را از ۴ سالگی نزد پدرش آغاز کرد کنسرت‌های فراوانی را با گروه کامکارها در ایران، اروپا و امریکا اجرا کرده است.

وی در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار، کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام «بر تارک سپيده» (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد. چندی بعد اردوان کامکار در کنسرت گروه کامکار در فرهنگسرای بهمن با خلاقیتی کم‌نظیر در آهنگسازی و تسلط و پختگی چشمگیری در نوازندگی، قطعه «دریا» را به اجرا گذاشت.

اردوان کامکار غیر از آثاری که برای تکنوازی سنتور خلق کرد، قطعات دیگری هم برای گروه‌نوازی سازهای ایرانی تصنیف کرد که مورد توجه اهالی موسیقی قرار گرفت. «دریا» اولین برنامه‌ای بود که می‌توان گفت، کل اجرا (چه آوازها و چه قطعات ضربی) سراسر رنگ و بویی جدید داشت و مخصوصاً از تکنیک‌های خاص سنتور در اجرای آن بهره برده شده بود، به گونه‌ای که به هیچ وجه با سازهایی مثل پیانو قابل اجرا نبود.

او که به سبک منحصر به فردی در سنتورنوازی دست یافته بود، دومین کنسرتو سنتور خود را که با ارکستر زهی و پیانو همراهی می شد با نام «ماهی برای سال نو» روانه بازار موسیقی کرد تا قدرت بیان موسیقی خود را در زمینه موسیقی پلی تنال هم به نمایش بگذارد. «ماهی برای سال نو» یک کنسرتوی مشکل با فضایی رازآلود و باز با لحن و ریتم‌های کردی‌است.

پس از مدتی اردوان کامکار سولوی «بر فراز باد» را منتشر کرد و اوج پختگی و ذوق موسیقی خود را به نمایش گذاشت. اردوان کامکار در کنسرت خانوادگی‌شان که با خوانندگی شهرام ناظری در سال ۱۳۷۶ اجرا شد، در میان برنامه قطعه «رقص باد» از آلبوم «بر فراز باد» را با مهارت زیادی اجرا کرد.

پاساژهای سریع و در هم تنیده و ریتم‌ها و مضراب‌های پیچیده، زبانی منحصر به فرد و جایگاهی بلند برای وی در سنتورنوازی معاصر فراهم کرده است. وی در آلبوم شب، سکوت، کویر محمدرضا شجریان به عنوان نوازنده سنتور همکاری کرده‌است.

در این مطلب نامی از آلبوم ((شب سکوت کویر))استاد شجریان اومده کهاینم مختصری از توضیحاتشه:

شب، سکوت، کویر (آلبوم موسیقی)

شب، سکوت، کویر، عنوان آلبوم موسیقی سنتی ایرانی است با صدای استاد شجریان که در سال ۱۳۷۷ منتشر شد.

این آلبوم در آواز دشتی بوده و توسط کیهان کلهر آهنگ‌سازی و تنظیم شده است. اکثر قطعات این آلبوم بر اساس موسیقی مقامی شمال خراسان می‌باشد. در آلبوم شب، سكوت، كوير، کیهان کلهر علاوه بر آهنگ‌سازی، کمانچه و سه‌تار می‌نوازد. همچنین به ترت‍یب حسین بهروزی‌نیا، بربط، اردوان کامکار، سنتور، بیژن کامکار، دف و دایره، مرتضی اعیان، تنبک، سیامک نعمت‌ناصر، تار، همایون خسروی، ویولن‌سل و بهزاد فروهری، نی می‌نوازند. نوازندگان سازهای محلی نیز شامل حاج قربان سلیمانی و علیرضا سلیمانی، دوتار، علی آبچوری، قوشمه و حسین ببی، دایره می‌باشند.

اين آلبوم، با قطعات سكوت و شبِ کویر آغاز شده و با دوبیتی‌های بابا طاهر در ساز و آواز ادامه می‌یابد. در ادامه قطعه زیبای «بارون»، سروده محمدعلی معلم و بر اساس آوای ملحی شمال خراسان خوانده می‌شود. قطعات دیگر این آلبوم شامل غزلی از عطار و همچنین غزل «ای عاشقان» سروده هوشنگ ابتهاج می‌باشند.

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و ششم بهمن 1386 :: 19:11 :: توسط : MaHdI

باز ای الهه ناز ، با دل من بساز ، کاین غم جانگداز ، برود ز برم
گر دل من نیاسود ، از گناه تو بود ، بیا تا ز سر گنهت گذرم
باز می کنم دست یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم
گر نکند تیر خشمت دلم را هدف
به خدا همچو مرغ پر شور و شعف به سویت بپرم
آن که او به غمت دل بندد چون من کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست
تو الهه نازی در بزمم بنشین ، من تو را وفادارم بیا که جز این نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر ، به خدا اگر از من نگیری خبر ، نیابی اثرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر ، به خدا اگر از من نگیری خبر ، نیابی اثرم

(کریم فکور)

elahe e naz - banan


ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و ششم بهمن 1386 :: 6:35 :: توسط : MaHdI

 

آواز بیات ترک یا بیات زند از آوازهای چهارگانه دستگاه شور است که از لحاظ رابطهٔ فواصل با درآمد، قدری یکنواخت به گوش می‌رسد. نُت شاهد آن، درجهٔ سوم گام شور و نت ایست، درجهٔ هفتم آن است.

هم رود زنان به زخمه راندن هم فاختگان به زَند خواندن

بیات ترک به دلیل نزدیکی به ماهور، قابلیت اجرایی بسیاری از گوشه‌های ماهور را دارد. بیات ترک تنوعی در تغییر بنیهٔ شور است که در انتها نیز به شور ختم می شود؛ زیرا اختلافی در فواصل شور و ترک (با علامت تغییر دهنده) وجود ندارد.

فواصل بیات ترک را دوم و سوم بزرگ، چهارم و پنجم درست، ششم بزرگ، هفتم نیم بزرگ و هنگام تشکیل می‌دهند که با رعایت تطابق فواصل با مقام ملایم دلگشا در موسیقی مقامی منطبق است.

 منبع

  • ستایشگر، مهدی. واژه نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد اوّل. چاپ دوّم

همچنين در ادامه مي خواستم اين مطلب رو هم بذارم:

هفت دستگاه موسیقی ایرانی

شور | سه‌گاه | چهارگاه | راست‌پنجگاه | ماهور | همایون | نوا

 

پنج آواز موسیقی ایرانی

ابوعطا | بیات ترک | افشاری | دشتی | اصفهان

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 :: 18:27 :: توسط : MaHdI

همچنين بعد از معرفي سنتور معرفي يكي از اساتيد سنتور نواز رو گذاشتم يعني استاد پايور:

فرامرز پايور:

آغاز کار هنری

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت. [۱]

وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد و همچنین از محضر استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی برومند بهره برد. هنگامى که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازماندهٔ سنتورنوازان افسانه‌ای از نسل قدیم، استاد حبیب سماعی، می‌گذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی متفاوت با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی معاشرت با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با تلاش فراوان پاره‌ای از بداهه‌نوازی‌های وی را نت‌نویسی کرد. سپس استاد صبا تلاش کرد تا با آموزش روش صحیح سنتورنوازی به تعدادی از شاگردانش، از منسوخ شدن روش سنتورنوازی نزدیک به موازین هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزش‌های وی بهره برد.

فعالیت حرفه‌ای

وی از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روى سنتور، نواسازى مى‌کرد و تنها در پى بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازى بود که ساز تخصصى او، سنتور بود.[۲]

او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ براى ادامه تحصیلات کلاسیک خود که سالها پیش به عشق موسیقى آن را کنار گذاشته بود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسى دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهى انگلستان انجام داد که برنامه‌هاى دلپذیرى از آن سال‌ها در آرشیو رادیو بی‌بی‌سی وجود دارد.[۲] در این سال‌ها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانس‌ها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید. [۱]

فعالیت‌هاى فرامرز پایور را در زمینه موسیقی می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:[۲]

  • بیش از هزار و پانصد اجراى گروهی و فردى روى صحنه‌هاى داخل و خارج از کشور
  • آهنگ‌سازى و تنظیم قطعات فراوان موسیقی
  • تدریس صدها شاگرد از چهار نسل متوالی
  • نت‌نویسى قطعات فراوانی از پیشینیان
  • حضور در هنرستان و هنرکده موسیقى ملى، اداره هنرهاى زیبا و واحد موسیقى رادیو تلویزیون ملى ایران
  • نگارش کتب آموزشى سنتور (دومین کتاب «دستور سنتور» را بعد از زنده یاد حسین صبا نوشت که تاکنون پرفروش‌ترین کتاب آموزش موسیقى در ایران بوده است)
  • نظارت بر کار گروه‌هاى دیگر و تصحیح آنها
  • کار با خوانندگان بسیارى از عبدالوهاب شهیدى و شجریان، تا شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و على رستمیان.

در واقع، تلاش‌های استاد فرامرز پایور، پلى بود بین میراث صبا و محجوبی و آن جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و موسیقى ایرانی امروز را الگو شدند. در فاصله زمانی بین این دو، حدود پانزده سال، هیچ کس جز استاد فرامرز پایور، کار جدى و پی‌گیر در زمینهٔ موسیقى اصیل انجام نمى‌داد.[۲]

وی در اجراهای گروهی خود با تعدادی از نخبگان موسیقی ایرانی مانند جلیل شهناز و هوشنگ ظریف (تاررحمت‌الله بدیعى و علی اصغر بهاری (کمانچهحسن ناهید و محمد موسوی (نیحسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تنبک) همکاری کرده‌است. در دههٔ ۱۳۶۰ به همراهی جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد موسوی و محمد اسماعیلی، «گروه اساتید» را تشکیل داد و سرپرستی، آهنگ‌سازی و نوازندگی سنتور را در آن به عهده گرفت. این گروه، آثار ماندگاری با محمدرضا شجریان و شهرام ناظری ارائه دادند.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 :: 22:28 :: توسط : MaHdI

بعد از مدتي رو آوردم به معرفي ساز هاي زيبا و شكيل ايراني من خودم علاقه ي خاصي به سه تار و سنتور دارم گفتم شايد بين شما كساني باشند كه از سه تار و سنتور خوشتون بياد پس معرفي سنتور رو گذاشتم:

سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است.

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً 9تايي)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌‌دهد.

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و سنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است.

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند. حفظ کوک سنتور دشوار است چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تأثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم‌صدا شوند. به این دلیل سنتور به عنوان سازی شناخته می‌شود که در عین زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تأثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد. نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور، روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است.

سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 :: 22:27 :: توسط : MaHdI

ابو الحسن صبا:

تصویر:Saba.jpg

 

فعالیت هنری

صبا فرزند کمال‌السلطنه به سال ۱۲۸۱ خورشیدی در خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب دیده به جهان گشود.

نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی و درویش خان تار، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد علی اکبر شاهی سنتور و نزد حاجي خان ضرب را آموخت.

صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی را در حد استادی می‌نواخت و ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید.

سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.

شاگردان صبا

لطف‌الله مفخم پایان، مهدی خالدی،عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان، ابراهیم قنبری مهر، رحمت‌الله بدیعی،سعید قراچورلو و ساسان سپنتا از شاگردان صبا بودند.

 آثار

از صبا صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.

از استاد صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.

شعر سرود با آهنگ‌سازی حسین ملک است نیز از اوست. صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه‌ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تأسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالسلام تهران واقع است.

صبا پس از سال‌ها کوشش و پرورش شاگردان فراوان در ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ دیده از جهان فروبست.



ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 :: 21:59 :: توسط : MaHdI

 


محمدرضا شجریان اول مهر ماه 1319 در مشهد متولد شد

چنانکه خود در خاطراتش از ایام کودکی بیان کرده، 5 ساله بودکه در خلوت کودکانه‌اش آواز می‌خواند

15بهمن1326 به کلاس اول می‌رود و یک سال بعد به آموزش تلاوت قرآن‌کریم نزد پدر می‌پردازد. در 9 سالگی تلاوت قرآن را آغاز می‌کند و یک سال بعد این کار را  در میتینگ‌ها و اجتماعات سیاسی ان سال‌ها ادامه می‌دهد.

در سال 1331 برای نخستین بار صدایش از رادیو خراسان پخش می‌شود. سال 1332 وی عنوان شاگرد ممتاز را در بین دانش آموزان مشهدی از آن خود می‌کند و سپس در دبیرستان شاهرضا تحصیلات خود را پی می‌گیرد. همزمان در مسابقات فوتبال دبیرستان‌های مشهد هم حضور می‌یابد و در سال 1334 موفق می‌شود به تیم دانش آموزی استان راه یابد.

شجریان در سال 1336 به دانشسرای مقدماتی در مشهد می‌رود و از همین سال است که برای نخستین بار با یک معلم موسیقی به نام جوان ‌آشنا می شود.
پی گیری جدی کار آواز سبب می شود تا در سال 1338 وی به اجرای آوازهایی بدون ساز  ونیز قرائت قرآن برای رادیو خراسان بپردازد.

یک سال بعد شجریان دیپلم دانشسرای عالی را می‌گیرد و به استخدام آموزش و پرورش در می‌آید و همزمان به تدریس در دبستان خواجه نظام‌الملک بخش رادکان می پردازد و نیز با سنتور آشنا می‌شود.

آشنایی با سنتور این اشتیاق را در وی شدت می‌بخشد که  با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور تجربه‌های خود درموسیقی را گسترش دهد.

شجریان در همین سال (1340) با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان ازدواج می‌کند و مرداد ماه جشن عروسی می‌گیرند که حاصل این ازدواج آغاز یک زندگی سی ساله و سه دختر ویک پسر( همایون) است.

در سال 1342 وی  از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان منتقل می‌شود و در همین سال فرزند اول وی (راحله) متولد و نیز وی موفق می‌شود که اولین سنتور خود را با چوب توت بسازد.

در سال 1344دختر دوم (افسانه)در مشهد به دنیا می‌آید  که بعدها به همسری پرویز مشکاتیان در می‌آید.

بعد از چند سال تدریس و مدیری دبستان‌های مشهد آذر ماه 1346 شجریان به تهران منتقل می‌شود و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادی (نوازنده و نواساز نامی سه‌تار) آشنا می‌شود وهمزمان به همکاری با رادیو ایران می‌پردازد و در کنار آن به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری می‌رود. اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه در رادیو ایران که با عنوان "برگ سبز شماره ی 216" در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد از دیگر فعالیت‌های شجریان در این سال بود.

کار در رادیو با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش از جمله تلاش‌های شجریان در مسیر زندگی هنری‌اش به شمار می‌رفت.

در سال 1347 از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی انتقال می یابد وهمزمان به کلاس  خوشنویسی استاد حسن میرخانی می‌رود.

دختر سوم  وی مژگان در 27 اردیبهشت درتهران متولد می‌شود و در همین سالهاست که وی برنامه‌هایی  با استاد احمد عبادی، لطف الله مجد، اجرا می‌کند.

در سال 1349  همکاری خود با  با برنامه‌های تلویزیون ملی ایران را آغاز می‌کند و همزمان به دریافت خوشنویس ممتاز نایل می‌شود.

در سال 1350 با استاد فرامرز پایور آشنا می‌شود. به مشق سنتور و اموزش ردیف اوازی صبا نزد ایشان می‌پردازد . در همین سال است که وی  افتخار آشنایی با شاعر گرانمایه هوشنگ ابتهاج سایه را پیدا می‌کند و به همکاری با برنامه گلهای تازه رادیو می‌پردازد.

در سال 1351 شجریان ضمن همکاری در برنامه گلها با استاد نور علی خان برومند آشنا می‌شود و به آموزش سبک وشیوه آوازی طاهر زاده نزد وی مشغول می‌شود. آشنایی با استاد دوامی و نیز آموختن ردیف‌های آوازی از دیگر توفیقات شجریان دراین سال بود.
در سال 1352 وی به اتفاق گروهی از هنر مندان چون  محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، داود گنجه‌ای و  مقدسی و حدادی و دیگران هنرمندان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا می‌گذارند.
در سال 1354 همایون متولد می‌شود و از همان سال اجرای وی برای کشور های خارجی هم آغاز می‌شود.

1355: شرکت در جشنواره توس (نیشابور)با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. حضور در برنامه جشن هنر حافظیه شیراز با محمدرضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه راست پنجگاه.  در همین سال وی به همراه ابتهاج سایه و برخی دیگر از هنرمندان از رادیو کناره گیری می‌کنند.
 
در سال 1356 شرکت دل آواز را تاسیس و نیز در سال 1357 در مسابقات تلاوت قرآن سراسر کشور به مقام نخست می‌رسد.

در سال 1358 با غلامرضا دادبه آشنا می‌شود و سپس آلبوم‌های مختلفی را با گروه پایور و نیز آلبوم‌های دیگری را با گروه شیدا و عارف کار می‌کند.

در فاصله سال‌های دهه شصت شجریان همکاری گسترده‌ای را با پرویز مشکاتیان آغاز می‌کند که حاصل ‌آن آلبوم‌های ماهور، بیداد، نوا، دستان و .. است. در همین سال‌ها وی به اتفاق گروه عارف کنسرت‌هایی را در خارج از ایران اجرا می‌کند.

از سال 68 وی با گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرا کنسرت در آمریکا و اروپا می‌پردازند. این گروه در سال بعد و به دلیل زلزله رودبار کنسرت‌هایی را در جمع آوری کمک مردم دنیا دراروپا و آمریکا اجرا می‌کنند.

در سال 71  پس از  ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجرای کنسرت‌های مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) می ‌پردازد. انتشار آلبوم یاد ایام، آسمان عشق و نیز دلشدگان حاصل این سال‌ها است.

در سال 1374 وی کنسرت‌هایی در شهرهای  اصفهانف شیراز، ساری، کرمان و سنندج را برگزار می‌کند و در همین سال آلبوم چشمه نوش (‌با محمد رضا لطفی) گنبد مینا، جان عشاق، مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر می‌کند.
در سال 76 فرزند دیگر شجریان به نام رایان از همسر دوم متولد می شود و یک سال بعد  وی آلبوم شب؛ سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر می‌کند.

شجریان در سال 78 جایزه افتخاری یونسکو را دریافت می کند (‌جایزه پیکاسو) و کتاب راز مانا نیز از وی درسال 79 منتشر می‌شود.

از یکی دو سال بعد وی به اتقاق کیهان کلهر و حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرت‌هایی را در اروپا و آمریکا اجرا می‌کنند که حاصل ان آلبوم‌های نوا، داد و بیداد، زمستان است.

شجریان به اتقاق علیزاده و کلهر و فرزندش در زمستان سال 1383 به مناسبت زلزله بم کنسرتی را درتهران برپا می‌کنند و همزمان اعلام می‌کنند که قصد دارند مجتمعی را به نام باغ هنر بم بسازند که دی وی دی همنوا بابم حاصل چنین اندیشه‌ای است.
شجریان پس از آن در سال 84 نیز کنسرتی دیگر با علیزاده و کلهر و همایون درتالار کشور برگزار می‌کند .

وی هم اینک با گروه آوا کنسرت‌هایی را در داخل و خارج از ایران اجرا می‌کند.

 
     
  


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 :: 8:11 :: توسط : MaHdI

 

استاد شهریار - چهره های ماندگار

محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

 

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

 

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،
( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،
(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)

 

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد.
شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .

 

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

 

از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.
وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:
«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»
و بار دیگر
«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»
آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

 

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.
شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:
“پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!”
این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

 

سیری در آثار
شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

 

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.
“حـیـدر بابا” نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.
این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.
شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.
منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.
اشعار ولایی
عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.
او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

 

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد——- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد
بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی——- پرنده پر نتوان زد به بام محمد
به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن——– که نقش مهر نبوت بود بنام محمد…

 

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

 

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی——- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی
بندی زندان روباهانم ای شیر خدا——— می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

 

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

 

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا——– که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین——- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن——– که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را …

 

شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است:

 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین ——— روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ——مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین… .
ویژگی سخن
شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.
او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.
در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد :

 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.

 

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند
مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!
سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ————- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

 

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند———– درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان

 

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

 

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ———— بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

 

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:

 

گویند من آن جنین که مادر ——- از خون جگر بدو غذا داد
تا زنده ام آورد به دنیا ———- جان کند و به مرگ خود رضا داد
هم با دم گرم خود دم مرگ ——— صبرم به مصیبت و عزا داد
من هرچه بکوشمش به احسان —— هرگز نتوانمش سزا داد
جز فضل خدا که خواهد اورا ——— با جنت جاودان جزا داد

 

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!

 

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

 

شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است .

 

سبک شناسی آثار

 

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است.

 

عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی……. و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.

 

محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.

 

در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست
.قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.

 

شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.
شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست.
تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است.
اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.
ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب
گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید
چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد
آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید

 

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد.
اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و … در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.
27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.
در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .

 

روز ملی شعر و ادب
بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی ” روز ملی شعر و ادب ” نامیده شده است.

 

نمونه آثار
در راه زندگانی

 

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را—– نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را
کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم—– به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم—– که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی —– چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی —– که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل —– خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو؟ که چون برگ خزان دیده —– به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را
به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان —– خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن—– که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را]

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 :: 8:6 :: توسط : MaHdI

(( غلامحسین درویش )) استاد موسیقی و فرزند (( حاجی بشیر طالقانی )) در سال 1251 ه ش درتهران متولد شد.

 پدرش به نواختن سه تار آشنا بود و همین آشنایی وی را بر آن داشت تا غلامحسین را به مدرسه (( دارالفنون ))بفرستد تا موسیقی یاد بگیرد .

غلامحسین در 11 سالگی به شعبه موزیک دارالفنون راه یافت و نزد معلمان فرانسوی خط موسیقی و نواختن طبل کوچک و شیپور را آموخت .

تکیه کلام پدر به هنگام اسم بردن از دوستان کلمه درویش بود . دوستان نیز او را غلامحسین خطاب می کردند به طوری که بعدها نام خانوادگی او شد .

درویش مدتی در دسته موزیک (( ملیجک )) (عزیز السلطان ) طبل کوچک می نواخت .

از ویژگیهای موسیقی درآن زمان دوگانه بودنش در جامعه بود : گروهی نوازندگان موسیقی سرگرم کننده بودند و آهنگهایشان در میان مردم عادی رایج بود و در مراسم جشن و سرور استفاده میشد اما گروه دوم موسیقیدانان جدیو ردیفدان بودند و هنرنمایی ایشان به طبقات ممتاز تعلق داشت و نوازندگان معروف زمان در دربار رفت و آمد داشتند.

غلامحسین خان که از موزیکچی های ملیجک و کامران میرزا شده بود امکان شنیدن موسیقی گروه دوم را در دربار یافت و علاقه خاصی به تار پیدا کرد و از پدر خواست تا امکان آموزش او را فراهم آورد.

پس از مدتی به کلاس موسیقی (( آقا حسینقلی )) رفت و تار و سه تار آموخت و به دستگاه (( شعاع السلطنه))( پسر مظفرالدین شاه و والی فارس ) راه یافت و با او به شیراز رفت و در همانجا ازدواج کرد ثمره این ازدواج دختری به نام ( قمر ) بود .

درویش خان برای جبران کمبود مستمری و امرار و معاش ناچار شد دعوت سایر بزرگان را برای اجرای موسیقی پذیرفت و به همین سبب مورد غضب شعاع السلطنه قرار گرفت . او دستور داد انگلستان دست درویش را قطع کنند(( کمال السلطنه )) ( پدر ابوالحسن صبا و از دوستان درویش خان ) نزد والی وساطت کرد و او را از این سرنوشت وحشتناک نجات بخشید .

چندی بعد درویش در تهران در منزل خود کلاس دایر کرد . شعاع السلطنه فراشی را فرستاد تا درویش را مجبور به بازگشت به شیراز کند ولی درویش از چنگ او فرار کرد و به دوستش ( که سرایدار سفارت بریتانیا بود ) پناه برد.

سرایدار در فرصت مقتضی او را به سفیر بریتانیا معرفی کرد. درویش با نواختن چند نغمه اروپایی با تار به همراهی پیانوی خانم سفیر موفق به جلب نظر آنان و اخذ نامه ای از سفارت به شعا السلطنه شد که تقاضای آزادی او را کرده بودند و با آن نامه از شر مزاحمت شعاع السلطنه خلاص شد.

بعد ها درویش رئیس ارکستر (( اخوان صفا )) شد و در انجمن (( اخوت )) با ابتکاری جالب (( پیش در آمد ))را ابداع کرد . آثار او برخی تابع سنت و بخشی تحول یافته بود . پیش در آمد های او ویژگیهایی داشت که تا آن زمان بی سابقه بود .

او دو سفر برای ضبط صفحه به خارج از ایران کرد . در سفر اول با شهردار و طالهرزاده و رضا قلی خان و هنگ آفرین و باقر خان رامشگر و اسد الله خان و اکبر خان فلوتی از راه روسیه به لندن رفت . در سفر دوم هم به اتفاق باقر خان و طاهرزاده و اقبال السلطان و دوامی به تفلیس رفت . به علت تقارن با جنک جهانی اول فقط 2 صفحه به ایران آورده شده است .

درویش خان پس از دایر کردن کلاس های خود شاید این نخستین  کلاس خصوصی است که واجد مقررات و نظم خاصی بوده است .

شاگردان دوره هایی را طی میکردند و در پایان دوره ی آخر به اخذ گواهی نامه موسیقی مدال تبرزین از دست استاد خود نایل می گشتند.

در این کلاس ها وی اولین کلاس موسیقی برای خانمها دایر کرد که خواهرش نیز در آنجا نوازنده تار بود .

 تا آنجا که نگارنده میداند افراد ذیل ( که بعدها هر یک شخصیت بر جسته ای در موسیقی شده اند ) افتخار شاگردی این هنرمند بزرگ را داشته اند :

**کلنل علینقی وزیری که به اخذ مدال طلائی تبرزین نایل گشته است.

 **مرتضی نی داود که مقام خلیفگی کلاس را داشت و به دریافت گواهی نامه

 و مدال طلای تبرزین توفیق یافته است .

**موسی معروفی که به اخذ مدال طلای تبرزین نایل آمده است .

**حسین سنجری

**یحیی زرپنجه

**سعید هرمرزی

**ابوالحسن صبا

درویش خان در موسیقی مبتکر و صاحب سبک بوده و تار و سه تار را نیکو می نواخت.

مهمترین کار وی نو آوری و پویایی او در جهت اعتلای موسیقی ایرانی بود و برترین ویژگی او تاثیرش بر تکامل سازها و فرمهای موسیقی ایرانی است که نبوغ سر شار او نشان می دهد.

قبل از او تار 5  سیم داشت : 2 سیم سفید و دو سیم زدر و یک سیم بم .

درویش خان یک سیم سفید هم بین سیم زرد و بم اضافه کرد و آن را (( سیم شش )) نامید.

این کار باعث کاملتر شدن صدای تار شد و تنوع جدیدی در انواع کوک به وجود آورد .

درویش خان رنگها و تصنیفها و برخی قطعات مانند (( مارش )) و (( پولکا )) ساخت که موسیقی را از یکنواختی بیرون آورد .

و در آخر در غلامحسین درویش خان در شب دوم آذر 1305 هنگامی که شبانگاه با درشکه از خیابان امیریه به طرف شما میرفت با اتوموبیل تصادف کرد و در بیمارستان نظمیه بر اثر ضربه مغزی در گذشت و در مقبره (( ظهیر الدوله )) ( در راه دربند ) به خاک سپرده شد .

وی به هنگام  مرگ تنها 34 سال داشت و موسیقی ایران بسیار زود نابغه ای را از دست داد .

می توان گفت که درویش خان یکی از اولین قربانیان اتوموبیل در ایران است .

منابع استفاده شده در این تحقیق : 

1- شرح زندگانی استاد غلامحسین درویش            نوشته : حسینعلی ملاح 

2- سرگذشت موسیقی ایران                               نوشته : استاد روح الله خالقی


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 :: 8:0 :: توسط : MaHdI

دشتستانی - تک نوازی نی - استاد محمد موسوی:

20kb (wma)

128kb(mp3)

*دشتستانی - تک نوازی نی - استاد محمد موسوی:

لینک دانلود فایل ها

لینک دانلود فایل ها دانلود به صورت تک فایل
دانلود یکجا !(لینک غیر مستقیم)

rar password: www.fareedoffline.com


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 :: 17:57 :: توسط : MaHdI

ردیف آوازی استاد کریمی - (بخش اول : شور، ابوعطا، بیات ترک):

20kb (wma)

128kb(mp3)

ردیف آوازی استاد کریمی - شور، ابوعطا، بیات ترک

لینک دانلود فایل ها لینک دانلود فایل ها دانلود به صورت تک فایل (36 فایل)
دانلود یکجا !(لینک غیر مستقیم)

rar password: www.fareedoffline.com


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 :: 17:58 :: توسط : MaHdI

سه تار استاد صبا - ضرب و آواز حسین تهرانی:

24

128

سه تار استاد صبا

ماهور
افشاری
شور
افشاری
ابوعطا
به یاد صبا با صدای شهریار
دانلود یکجا !(لینک غیر مستقیم)

rar password: www.fareedoffline.com


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 :: 17:22 :: توسط : MaHdI

 تصنیف -سه تار استاد ذوالفنون - تمبک سیامک بنایی:

20kb (wma)

128kb(mp3)

18 تصنیف-سه تار استاد ذوالفنون- تمبک سیامک بنایی

لینک دانلود فایل ها لینک دانلود فایل ها دانلود به صورت تک فایل (18 فایل)
دانلود یکجا !(لینک غیر مستقیم)

rar password: www.fareedoffline.com


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 :: 17:20 :: توسط : MaHdI

شعر: ملک الشعرای بهار                  آهنگ : درویش خان

زمن نگارم عزيزم خبر ندارد
به حال زارم عزيزم خبر ندارد

خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزيزم خبر ندارد
دل من از من عزيزم خبر ندارد
كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست

كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست
كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد
كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد

امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
كه غير خونِ جگر ندارد

كه غير خونِ جگر ندارد
همه سياهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزيز من ، آخ، منالُ ديگــــــر

كه آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد

زهر هر دو سر بر سرش بكوبد
كسی كه تيغ دو سر ندارد

 دانلود نت 
 دانلودآهنگ

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386 :: 8:48 :: توسط : MaHdI

مرغ سحر ناله سر کن ……………. داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ………… برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ….. نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !

ظلم ظالم ، جور صياد ……………….. آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت ………. شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است ………. ابر چشمم ، ژاله بار است
……………… اين قفس چون دلم تنگ و تار است ………………
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ….. دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين … بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران …………… مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن

بند دوم
توضیح: بند دوم اين تصنيف ، سياسي بوده و فقط اجراهاي قديم آن موجود است.

عمر حقيقت به سر شد …………….. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق …………… هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ….. قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن!

جور مالك ، ظلم ارباب ………………. زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب ……………… جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن …………….. از مساوات صرف نظر كن

ساقي گلچهره بده آب آتشين …….. پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
…………………… ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ……………………
كز غم تو ، سينه من ……………….پر شرر شد ، پر شرر شد

شعر : ملک الشعرا بهار

آهنگ: مرتضی ني داوود

خوانندگان: قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی ، شجریان ، هنگامه اخوان ، نادر گلچين ، فرهاد ، فاضل جمشيدی و …

سال آفرينش: ۱۳۰۴

دستگاه: ماهور

و اجراهای دیگر مرغ سحر:

مرغ سحر با صدای استاد شجریان( اجرای قدیم سال ۱۳۶۹) : ذخیره ( ۵.۳۵ مگابایت)

مرغ سحر با صدای استاد شجریان( اجرای جدید سال ۱۳۸۲): ذخیره (۱.۱۸ مگابایت)

فایل تصویری از اجرای مرغ سحر در برنامه رنگارنگ : ذخیره (۱.۳۵ مگابایت)

و در آخر می توانید نت مرغ سحر را از اینجا می توانید دریافت کنید.


ارسال شده در تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386 :: 8:28 :: توسط : MaHdI

 

 

اينو نميدونم واقعيه يا نه ولي ميدونم خيلي قشنگه:


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 :: 16:7 :: توسط : MaHdI

اين جا مي خواهم عكس هايي از فلوت ريكوردر بذازم:

اينم به نظر من زيبا ترين ريكوردر:


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه دهم بهمن 1386 :: 21:13 :: توسط : MaHdI

 اين دستگاه تقريباً در همه ممالك اسلامي متداول است. اين دستگاه بيشتر براي بيان احساس غم و اندوه كه به اميدواري مي گرايد مناسب است. آواز سه گاه بسيار غم انگيز و حزن آور است.گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارت‌اند از: در آمد، مويه، زابل، مخالف، حصار، گوشه هاي ديگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد،پهلوی(رجز)،حاجي حسيني، مغلوب، دوبيتي، حزين، دلگشا، رهاوي، مسيحي، ناقوس، تخت طاقديس، شاه ختايي(حدی)، مداين، نهاوند. آوازی است بی نهایت غمگین و ناله های جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا می کند و از راز و نیاز عاشقان دوری کشیده و از بیچارگی بی نوایان و ضعیفان گفتگو می کند ( روح الله خالقی- نظری به موسیقی).

البته حالت این دستگاه در همه جا ثابت نیست و بویژه در مخالف بسیار با شکوه است و حتی آهنگهای شادی آوری در سه گاه فراوان هستند از جمله "امشب که مست مستم" .

گوشه های مهم دستگاه سه گاه عبارت‌اند از :

1- درآمد : که معمولاً همه دستگاه ها با گوشه ای به نام درآمد که نشان دهنده حالت دستگاه است آغاز می شود.

2- زابل : بر درجه سوم گام تاکید دارد.

3- مویه : که بر درجه پنجم گام تاکید می کند و حالتی مانند شور دارد .

4- مخالف : که بر درجه ششم گام تاکید دارد و حالت آن با سه گاه فرق دارد و می توان از این گوشه برای مرکب خوانی به اصفهان نیز استفاده کرد .



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386 :: 8:1 :: توسط : MaHdI

 

دستگاه ماهور یکی از گسترده‌ترین دستگاه‌های موسیقی ایرانی است و در ردیف‌های گوناگون در حدود ۵۰ گوشه دارد. دستگاه ماهور به علت حالت و ملودی روانی که دارد اغلب به صورت موسیقی شاد در جشن ها و اعیاد نواخته می شود. این دستگاه دارای گوشه های متنوعی است که با مقام های کاملاً متفاوت در سه بخش بم، میانی و زیر اجرا می شود. ناگفته نماند تمام گوشه ها به وسیلهٔ فرود به درآمد رجعت می کنند.

 ماهور «دو»

ماهور دو، ماهوری است که گام آن از دو شروع می‌شود. یعنی نت شاهد آن دو می‌‌باشد و در تار وسه تار با کوک دو سل دو دو نواخته می‌شود. در ماهور دو همه پرده‌ها بکار هستند یعنی دو – ر – می‌‌– فا - سل – لا - سی – دو.


 ماهور «ر»

برای ویلن و کمانچه معادل آن ماهور «ر» می‌‌باشد که شاهد آن نت «ر» است و نت «دو» نیز دیز می‌‌شود.

گوشه‌های اصلی و زیر مجموعه‌های آنها

  1. درآمد : ( نت شاهد آن نت اول گام است یعنی «دو»)
  2. گوشه گشایش(داد) : ( نت شاهد آن نت دوم گام است یعنی «ر»)
  3. گوشه شکسته : ( نت شاهد آن نت پنجم گام است یعنی «سل»)
  4. گوشه دلکش : ( نت شاهد آن نت پنجم گام یعنی سل است )
  5. گوشه عراق : ( نت شاهد آن نت هشتم گام یعنی دو است )
  6. گوشه راک: (شاهد و ایست آن نت دو یک اکتاو بالاتر از شاهد و ایست درآمد است)
  7. گوشه فیلی: (شاهد آن فاصله درست پنجم بالاتر از درآمد یعنی «سل» می باشد و ایست آن می کرن که البته درصورت بازگشت به ماهور ایست آن مطابق با ایست ماهور خواهد بود)

 گوشه‌های ریتمیک

  1. کرشمه
  2. مجلس افروز
  3. خسروانی
  4. چهار پاره
  5. زنگوله

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386 :: 7:57 :: توسط : MaHdI

دستگاه همایون یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.

به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. مقایسه سایر دستگاه‌های موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای هم‌جوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان می‌دهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.

دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی می‌شود.

آثار ارزشمندی از موسیقی ایرانی در سده قبل در این دستگاه ساخته و اجرا شده‌اند. «رنگ فرح» از جمله این آثار است.

از لحاظ مرکب خوانی این دستگاه به دستگاه‌های سه‌گاه و شور ارتباط دارد و وسعت این دستگاه را بیشتر می‌کند.

یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همایون دانسته‌اند. یکی دیگر از آوازهایی که از متعلقات دستگاه همایون است، آواز شوشتری است. فواصل پرده‌ها در این دستگاه به صورت زیر است:

سل(بکار).لا(کرن).سی(بکار).دو(بکار)ر(بکار)می(بمل).می بم(کرن).فا (بکار).

نت شروع این دستگاه به طور معمول «فا» است. البته این دستگاه در کوک‌های دیگری با نام‌های همایون «دو» و «رِ» نیز نواخته می‌شود. در ردیف مرحوم کریمی از شوشتری به عنوان یکی از گوشه‌های این دستگاه نام برده شده است. گوشه‌های ردیفی این دستگاه عبارت‌اند از:

  1. چهارمضراب
  2. درآمد اول
  3. درآمد دوم: زنگ شتر
  4. موالیان
  5. چکاوک
  6. طرز
  7. بیداد
  8. بیداد کت
  9. نی‌داود
  10. باوی
  11. سوز و گداز
  12. ابول چپ
  13. لیلی و مجنون
  14. راوندی
  15. نوروز عرب
  16. نوروز صبا
  17. نوروز خارا
  18. نفیر
  19. فرنگ و شوشتری گردان
  20. شوشتری
  21. جامه‌دران
  22. راز و نیاز
  23. میگلی
  24. موالف
  25. بختیاری با موالف
  26. عزال
  27. دناسری
  28. رنگ فرح

همچنین آلبوم بیداد استاد شجریان با آهنگ‌سازی استاد مشکاتیان از جمله آهنگ‌هایی است که در این دستگاه ساخته شده است.


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386 :: 7:54 :: توسط : MaHdI

خوب حلا نوبت به دستگاه های موسیقی ایرانیه:

دستگاه شور، از دستگاه‌های موسیقی ایران است.

غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی می‌‌خواند در یکی از مایه‌های این آواز می‌‌گنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خوانده‌اند.

در میان دستگاه‌های ایرانی شور از همه بزرگ‌تر است. زیرا هر یک از دستگاه‌ها دارای یک عده آوازها و الحان فرعی‌ست ولی شور غیر از آوازهای فرعی دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب می‌شود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.

آواز بیات ترک در پرده‌های شور نواخته می‌شود و جزو ملحقات آن طبقه بندی می‌شود، ولی چون از نظر شنوایی حسی شبیه دستگاه ماهور ایجاد می‌‌کند، برخی قایل به طبقه بندی آن تحت دستگاه ماهور هستند.

در مکتب آوازی اصفهان آواز بیات ترک در مشتقات دستگاه ماهور به حساب می‌‌آید اما در مکتب تهران، مایه بیات ترک را جزء دستگاه شور به حساب می‌‌آورند.

برای دیدن ساز ها به موضو عات یا آرشیو برین چون صفحه ی اصلی ۴ پست بیشتر جا نداره


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386 :: 7:52 :: توسط : MaHdI

کمانچه یکی از سازهای موسیقی است.

این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم می‌‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.

کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده است.

معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته 28/5 و در کمانچه‌های پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .

پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام می‌‌رسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده می‌شود ولی شمار سیم‌های آن از کمانچه بیشتر است.

نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارت‌اند از اردشیر کامکار، داود گنجه‌ای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری وسینا جهان آبادی.

کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.


در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می‌کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.

شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم. و به همین جا اضافه می‌کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می‌شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه‌ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسه‌ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می‌کنند. کاسه‌هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می‌شوند. استفاده از این کمانچه‌ها در قسمت‌های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه‌ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه‌ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه‌ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می‌شوند. کمانچه‌های پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می‌شوند. کاسه‌های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه‌ای هستند، در کمانچه‌های ترکه‌ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه‌هایی که در روی قالب خم شده‌اند ساخته می‌شود. ضخامت این کاسه‌ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می‌گیرد. کاسه‌های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی می‌شود. وزن کاسه از کاسه‌های ترکه‌ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه‌ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه‌هایی ساخته می‌شود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می‌شود، این کمانچه‌ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه‌های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه‌های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه‌ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می‌شود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته می‌شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می‌گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می‌شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می‌شود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می‌تواند باشد. خرک بر روی پوست قرار می‌گیرد و سیم‌ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می‌گیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی‌شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه‌های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچه‌ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 :: 16:15 :: توسط : MaHdI

طنبور یا تنبور یکی از سازهای زهی است که در موسیقی محلی برخی از نقاط ایران بکار می‌رود. از نظر شکل شبیه و کمی بزرگ‌تر از سه‌تار است. این ساز زهی سه تار دارد. شبیه این ساز در ایران باستان و یونان و بسیاری از تمدن های قدیمی وجود داشته است. تنبور در نواحی غربی ایران نیز نواخته می شود. این ساز سازی مقدس برای مردم کرد به خصوص مردمانی با مسلک اهل حق است.بلندی این ساز در نمونه های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه های استثنا 85 تا 90 سانتیمتر می باشد. و تشکیل شده است از :کاسه،دسته،صفحه،سیم گیر،خرک دسته،خرک صفحه، دو یا سه گوشی دو یا سه سیم و 13 یا 14 دستان. کاسه ی این ساز را عموماً از چوب توت میسازند که انتخاب نوع چوب،یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. کوک تنبور: امروزه مینای صداهای موسیقی در سازها نت دوی دیاپازن است که سازهای شاخص موسیقی ایرانی نیز از آن تبعیت نموده اند.مثلاً اکثر نوازندگان تار ، دست باز یا مطابق دو سیم ا.ل که سیم های اصلی تارند را برابر با نت یاد شده میگیرند.همین امر باعث شده است که صدای سازهای ایرانی بدلیل مبالغه در زیر شدن از اعتدال خارج گشته و صداها اکثراً یز و خشک و بدون طنین شده و از حالت اصلی خود خارج گشته است.در گذشته مبنای صداهای موسیقی نت لا بوده است چه در موسیقی ایرانی و چه در موسقی جهانی.این امر تا کنون در تنبور مراعات گردیده یعنی دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیمهای اصلی تنبور اند ، معمولاً برابر است با نت لا. یعنی یک و نیم پرده بم تر از مبنای امروزی کوک می‌شوند.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 :: 16:12 :: توسط : MaHdI

 

تار ایرانی
تار ایرانی

تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود.


کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه‌تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه می‌شوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود.

از لحاظی ساز تار به سه‌تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه‌تار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.

 نوازندگان ‌تار

نوازندگان پیشین: آقا‌حسینقلی، میرزا‌عبدالله، درویش خان، علینقی وزیری، موسی معروفی، یحیی زرین پنجه، علی‌اکبر شهنازی، مرتضی نی‌داوود، عبدالحسین شهنازی، غلامحسین بیگجه‌خانی، لطف‌الله مجد

نوازدگان حاضر: جلیل شهناز، فرهنگ شریف، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی، عطا جنگوک، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داریوش پیرنیاکان، حمید متبسم، ارشد طهماسبی، کیوان ساکت

از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله اشاره کرد. سازهای ساخت دست این استادان هم از لحاظ صنعت و زیبایی و هم از لحاظ صدادهی ستودنی هستند.

 


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 :: 16:7 :: توسط : MaHdI

 

سه‌تار
سه‌تار

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

این ساز از بخش‌های زیر تشکیل شده:

  • سیم‌ها:
    • سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
    • سیم دوم یا سیم زرد از برنز
    • سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
    • سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
  • کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچک‌تر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.
  • صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.
  • دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.
  • سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده می‌شود.
  • گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک می‌شود.

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است.

 نوازندگان سه‌تار

نوازندگان پیشین: میرزا عبدالله، درویش خان، عبدالله دادور، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی، ارسلان درگاهی، مشیرمعظم افشار، داریوش صفوت

نوازندگان کنونی: جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، عطا جنگوک، داریوش طلایی، مسعود شعاری، حمید متبسم، قشنگ کامکار، بهداد بابائی


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 :: 16:3 :: توسط : MaHdI
درباره وبلاگ
این وبلاگ همو نطور که از اسمش معلومه مثل یه کلبه برای دوستداران موسیقی سنتی ایرانیه و در باره ی موسیقی وادبیات اگر حس کردید خیلی تخصصیه تو نظراتتون بدید
لطفا وقتي به وبلاگ مي آييد نظر نيز بدهيد.
ممنون از توجه یکی از دوستان من اون زمانی که وبلاگ رو زدم فکر نمی کردم که توش می خوام درباره ی موسیقی سنتی مطلب بزنم واشتباه کردم که اسمشو انگلیسی انتخاب کردم.
آرشيو وبلاگ