تبليغاتX
..::عاشقان موسیقی::..
..::عاشقان موسیقی::..
تقديم به اولين استاد موسيقي ام...

شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از صدها سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

ردیف

موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زندیه و اوایل سلسلهٔ قاجاریه آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابولحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود - و... می‌باشند. و هم اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

دستگاه

نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال 1669 م.
نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال 1669 م.

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارایه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارایه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارایه تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند.موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

 آواز

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم ،دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش ،روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آواز‌های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

 موسیقی سنتی ایرانی

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارتند است از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراطوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتار‌ها، عود‌ها و فلوتهائی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت»ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته است.

از هیردوتوس نقل است که در دوران امپراطوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعد‌ها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی ( فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاه‌ها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. الگو:واقعیت بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه «خنیاً می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد کبیر که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراطوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام» سلطنتی خسروانی«شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مد‌های موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند، »دستگاههاً از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مد‌ها و ملودی‌ها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیر اخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.


موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گوئی بوده و اساس آن یک سری از مدلها قیاسی و تن هائی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان («استاد») دارای ارتباط سنتی بوده‌اند که در قرن بیستم و بموازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها، رو بزوال نهادند.


هر یک فهرست بیش از دویست سری («ردیف») به ملودی‌های کوچکتر با نام «گوشه» تقسیم می‌شوند که خود این گوشه‌ها نیز به دوازده دستگاه تقسیم می‌شوند. هر «گوشه» و دستگاه نام انفرادی مخصوص بخود را دارند. یک نمایش مرسوم از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ)، «چهار مضراب» (وزن دار) تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات). بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مد‌ها مربوط به مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌باشند: باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب اعظم موسیقی می‌خواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مد‌های ایرانی هستند.


اساس موسیقی سنتی بر صوت استوار است. سرایندگان نقشی اساسی را دارا می‌باشند: او تصمیم میگیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته میگردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مشخص می‌نمودند.


قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستاً کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه مینمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کار‌های درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها در باره خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالا «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علیرغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند. هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعد‌ها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مد‌ها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.


شایان ذکر است که چند تحرک احتمالا باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولا بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصا حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند.


 چهره‌های موسیقی ایران

برخی خوانندگان

مرتب سازی بر اساس حرف اول اسم کوچک، چون بعضی از خوانندگان فقط با اسم کوچک شناخته شده‌اند.

برخی آهنگ‌سازان

مرتب سازی بر اساس اسم کوچک:

برخی تصنیف سرایان

مرتب سازی بر اساس اسم کوچک:

آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران.
آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران.

 سازها

 جستارهای وابسته

 موسیقی نواحی ایران

 سایر

 منبع

  • چشم‌انداز موسیقی ایران- دکتر ساسان سپنتا- انتشارات ماهور
  • گام‌های گمشده- مرتضی حنانه- انتشارات سروش
  • دستور تار و سه‌تار، دوره متوسطه- حسین علیزاده- انتشارات ماهور

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 :: 10:19 :: توسط : MaHdI

قبلا ما مطلبي داشتيم به اسم زندگي نامه هاي كوتاه حالا مي خواهيم مطلبي بذاريم بسيار شبيه به آن مطلب كه البته ساز نامه هاي كوتاه نام دارد: سه تار سه تار سازی است خوش طنین با صدایی لطیف و گرم كه یادآور صدای جویبارهای ایران است. صدای نهرهای زلال و كوچك كویر، با ظرافت و پیچش خاصشان، آن گاه كه انعكاس نور خورشید را با خود به پای درختان تشنه می برند. سه تار را می توان نوعی تنبور دانست. تنبور كه خود جزو سازهای زهی زخمه ای دسته بلند است گونه ای را شامل می شود كه از طریق پنجه (و بدون مضراب و آلت خارجی دیگری) نواخته می شوند. تحقیقات موسیقی شناسانه نشان می دهد كه این گروه از سازها از ایران برخاسته و به تدریج به نواحی مختلف جهان راه یافته اند. سه تار را با ناخن انگشت سبابه به گونه ای كه بقیه انگشتان و شصت بر صفحه ساز تكیه دارند، می نوازند. این ساز، همان گونه كه از نامش پیداست در اصل دارای سه سیم بوده است. بعدها مشتاق علیشاه اصفهانی سیم چهارمی را به آن اضافه كرد كه «سیم مشتاق» یا «سیم زنگ» نامیده شد. از این رو سه تار امروزی دارای 4 سیم می باشد. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 13 سه تار ابوالحسن صبا، دستگاه ماهور: گوشه دلكش] تار تار سازیست از خانواده بربط باستانی ایران، با كاسه ای بزرگ و دو قسمتی كه بر سطح آن پوست نازكی كشیده شده است. تار در اصل دارای 5 سیم است كه چهار تای آن دو به دو با هم كوك می شوند. البته پس از درویش خان كه سیم ششمی به تقلید از سه تار بر آن افزود، تارهای شش سیم نیز متداول گردید. از این رو امروز شاهد هر دو گونه تار هستیم كه هر كدام سنت نوازندگی خاص خود را دارند. تار را با مضرابی فلزی كه مقداری موم بخشی از آن را پوشانده است می نوازند. صدای تار درخشان، قوی و پر طنین است. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 14 دستگاه راست پنجگاه، تار علی اكبر شهنازی] سنتور «یكی از قدیمی ترین و كامل ترین سازهای ایرانی كه به شكل ذوزنقتین ساخته و سیم های بسیار بر روی آن كشیده و آن را بوسیله دو مضراب چوبی می نوازند.» «سنتور سازی قدیمی و شرقی است كه قدمت آن را تا 3000 سال تخمین می زنند.» سنتور دارای 18 وتر می باشد. هر وتر دارای چهار سیم است كه همصدا كوك می شوند. از این رو تعداد سیمهای سنتور 72 است. سنتور را با دو مضراب چوبی می نوازند. برخورد چوب ها با سیم های ساز صدایی خوش طنین، درخشان و بلورین را به گوش می رساند كه زیبایی خیره كننده ای دارد. سنتور از نظر ویژگی ها و امكانات اجرای آهنگ های مختلف موسیقی ایران از توانایی و غنای بالایی برخوردار است. صدای سنتور آسمان پر ستاره ایران را برای گوش به یاد می آورد. [ گوش كنید نوار ضمیمه نمونه شماره 15 دستگاه شور، سنتور حبیب سماعی] كمانچه كمانچه یكی از قدیمی ترین سازهای موسیقی ایران است. كمانچه سازیست كششی، با كاسه ای گرد كه بر روی آن پوست نازكی كشیده شده است. ساز را با كشیدن كمانی از موی اسب بر روی سیم ها به صدا در می آورند. كمانچه موسیقی ردیف در اصل دارای سه سیم است. امروزه به تقلید از ویولن سیم چهارمی نیز بر آن اضافه گردیده است. كمانچه در موسیقی ردیف دستگاهی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 16 آواز بیات زند، كمانچه حسین خان اسماعیل زاده] نی نی ساده ترین و كهن ترین ساز موسیقی ردیف دستگاهی است كه در عین حال در تمام جهان انواع مختلف آن قابل مشاهده می باشد. سادگی ظاهری نی، با تكامل و پیشرفت شیوه اجرایی امروز آن كه شیوه نایب اسداله اصفهانی است، نواختن این ساز را (هم چون همه هنرهای سنتی این سرزمین) سهل و ممتنع گردانیده است. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 17 آواز ابوعطا، نی مهدی نوایی] تنبك «تنبك» كه به آن معمولا «ضرب» نیز می گویند، سازیست كوبه ای به شكل جام كه بر سطح آن پوست می كشند. تنبك را با انگشتان دو دست می نوازند و نقش آن در همراهی سازهای موسیقی ردیفی در گوشه های ضربی این موسیقی است. نوازنده تنبك با نمایش و ارائه وزن آهنگ مورد نظر و تكرار یا تغییر آن زیبایی موسیقی را صد چندان می كند. امروزه در شیوه های نوین تنبك نوازی از اجرای تنهای تنبك نیز بهره فراوانی گرفته می شود. [ گوش كنید نوار ضمیمه، نمونه شماره 18 آواز بیات اصفهان، نی: نایب اسداله، آواز حسن خان تعزیه خوان، ضرب: ملندق]

ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 :: 8:58 :: توسط : MaHdI

سيد عليرضا ميرعلى نقى سنتور، يا آنچنان كه استاد ابوالحسن خان صبا (۱۳۳۶ - ۱۲۸۲) گاه مى نوشت: سنطور، در سالهاى پايانى عصر قاجار،سازى تقريباً فراموش شده و رو به نابودى بود. سازهاى اصلى، تار و تنبك و كمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد كمى سنتور مى نواختند و تعداد كمترى نيز سنتور مى ساختند و مى آموختند. ابوالحسن خان نوجوان، فرزند ابوالقاسم خان كمال السلطنه پزشك دربار مظفرالدين شاه نيز يكى از آن افراد انگشت شمار بود. علاقه هاى شخصى او به كنار، نمى توان به اين نكته نينديشيد كه مشكلات كوك و حمل و نقل و نگهدارى «سنطور» و محدوديت هاى فنى آن در اجراى برخى گوشه ها و دستگاهها، هيچگاه اين سازایرانی را در حد و مرتبه كاربرد تار و كمانچه (و البته بعدها ويولون) مطرح نكرد. صباى جوان هم از اين مسائل آگاه بود و تقدير، او بنا نداشت كه از او نوازنده سنتور بسازد. هرچند كه او سرنوشت سازترين چهره موسيقى معاصر در ارتباط با «اين سازایرانی و باستانى» (اصطلاح از استاد صبا) بوده است. اما بين دوره آموزش او نزد على اكبر خان شاهى و دوره توجه مجدد او به سنطور، تا هنگامى كه تبديل به سنتور امروزى شد، حدود پانزده تا بيست سال اختلاف زمان بود. در اين فاصله زمانى، صباى نوجوان عملاً تبديل به دايرة المعارف زنده موسيقى ايران شد. استعداد يادگيرى شگفت انگيز او، قريحه هنرى عالى او و توان اجرايى او، يك مجموعه فرهنگى - انسانى به نام «استاد صبا» را ساخت كه در آستانه سى سالگى، مرجع كامل سنت موسیقی ايرانى شناخته مى شد و به او صلاحيتى برتر از تمام هم نسلانش مى داد. در همين فاصله زمانى ،هنرمند هم نسل او، حبيب سماعى (۱۳۲۵ - ۱۲۸۰) در هنر تك نوازى و بداهه سرايى با سنتور، به مرزهايى فوق انتظار زمانه خود رسيد. ساخت سنتور و كمال فنى آن، با تلاش مهدى ناظمى و راهنمايى هاى استاد سماعى، تحولى ديگر يافت و سنتورهاى هميشه معيوب و بد صداى دوره قاجار كم كم از دور خارج شد. سنتورنوازان عصر قاجار مثل حسن خان، على اكبر شاهى و اسدالله خان اتابكى (كه به گواهى صفحات برجا مانده، نوازندگانى كمابيش در يك رده و هم طراز هستند) پير و شكسته شده و از دنيا رفته بودند. در حالى كه شاگردان حرفه اى و قابلى نداشتند و بزرگترين چهره هنر سنتورنوازى عصر ناصرى و شاگرد ممتازش (حبيب الله سماع حضور، وارث مكتب هنرى محمدحسن خان سرور الملك «رئيس») نيز در ابتداى قرن شمسى حاضر جهان را به درود گفته بودند و تنها مكتب دار، فرزند حبيب الله سماع حضور، حبيب الله سماعى بود كه به سادگى مى گفت: سنتور زدن من ريخت و پاشى است از هنر پدرم. حبيب جوان، نه تنها جانشين پدر، بلكه جانشين تمام هنرمندان بزرگ سنتورنوازى شناخته مى شد. در دو دهه ابتداى قرن شمسى حاضر، حبيب سماعى تنها نوازنده بزرگ و امانتدار هنر سنتورنوازى قدما بود. ولى شغل نظامى داشت. زيرا موسيقيدان حرفه اى نبود. در يك شهر مستقر نبود و از شهرى به شهر ديگر مأموريت مى رفت و شاگرد نيز نمى توانست درس بدهد. شوريدگى روح و فوران خلاقيت او مانع تدريس بود و تنها استادى مسلم چون صبا مى توانست از مطالب او استفاده كند و به آيندگان انتقال بدهد. آشنايى صبا با حبيب سماعى در سالهاى ۱۳۱۶ - ۱۳۱۵ و شنيدن بداهه هاى ظريف و پيچيده او، علاقه به اين سازایرانی، دوباره بيدار كرد. او براى سماعى كلاس سنتور ترتيب داد و با مطالعه هنر نوازندگى او كه دنباله هنر اساتيدى چون سماع حضور و سرورالملك بود، قابليت هاى ديگرى از سنتورنوازى را شناخت كه در روش نوازندگى على اكبر شاهى، حسن خان و اسدالله خان اتابكى نبود. فرهنگى فراموش شده، با اجراى يك هنرمند خلاق، از نو مطرح شد و هنرمندى استاد، آن را پروراند و تا حدى كه شرايط زندگى اش اجازه مى داد، دستاوردهايش را منظم و مدون كرد. سنتور امروز، حاصل همكارى و هنرآموزى متقابل دو مرد فرهنگساز است: حبيب سماعى و بيش از او، ابوالحسن صبا، كه دوست و دشمن او را به استادى مى شناختند و او در مورد حبيب - به هر دو معنا، هم دوست و هم اسم خاص - مى گفت: «او اعجوبه اى است، ما حالا حالاها بايد بدويم كه به او برسيم!» و جاى ديگر: «غير از حبيب، كسى را «استاد» نديده ام.» البته در اينجا بايد به مسند و معناى خاصى كه اين كلمه - استاد - در ذهن هنرمندى مثل صبا وجود داشته است، توجه كرد، نه به معناى بى مسمايى كه امروزه رواج دارد. بعد از مرگ حبيب سماعى در ۴۵سالگى، صبا، ميراث دار هنر سنتورنوازى و محمل انتقال آن به هنرمندان جوان در نسلهاى بعد شد. اولين شاگرد برجسته مكتب سنتور صبا، فرامرز پايور، سه سال بعد از مرگ حبيب، آموختن را آغاز كرد. در همان سال، اولين جلد رديف هاى سنتور به چاپ رسيد. با اين حال، شاگردى ديگر، حسين صبا (كه جز اشتراك نام با استاد به هيچ وجه نسبت ديگرى نداشت)، درباره ميزان مهارت ابوالحسن صبا در سنتورنوازى مى نويسد: «براى اينكه نوازنده زبردستى شود، كوشش نمى كرد و به همين دليل نبايد اكول Ecole او را زياد مورد توجه قرار داد». با احترام به هنرمند فقيد، حسين صبا، شايد بتوان گفت بحث روش تدريس، از بحث مهارت در اجرا و نواختن و «ويرتوئوزيته» جداست. بسيارى از تك نوازان بزرگ در صحنه هاى پرجمعيت و تالارهاى عظيم، شاگرد كسانى بوده اند كه گاهى آن توانايى هاى صحنه اى را نداشته اند ولى مسلط به علم موسیقی ایرانی و داناى روش تدريس و آموزش بوده و با سيستم هاى تربيتى پيشرفته اى كار مى كرده اند تا بتوانند ستارگان درخشان صحنه هاى اجرا را تربيت كنند. صبا، در ساز-های ایرانی مثل تنبك و نى و سنتور كه تخصص هاى اصلى او نبودند، داننده رموز هنر اجرا، طراح روش هاى آموزشى و عامل انتقال فرهنگى بوده است: حسين تهرانى استاد مسلم تنبك و حسن كسايى نوازنده بى بديل نى، خود را شاگرد مستقيم و پرورده صبا مى دانند. در حالى كه صبا نوازنده حرفه اى تنبك و نى نبود. هرچند كه در كودكى و نوجوانى آنها را تا حدى آموخته بود، در سنتورنوازى و سنتورآموزى هم مى توان چنين انديشيد و با در نظر گرفتن اين نكات، ارزش صبا را بيش از پيش درك كرد. پريشان احوالى ده سال آخر عمر صبا، فرصت تحقق آرزوهاى او را از بين برد. با اين حال، او براى معرفى «سنطور» كوشش هايى ارزنده كرد: مطالب و مضراب هاى حبيب را فراگرفت. نوشت، نواخت و ياد داد. حسين ملك را در روشى كه براى نوازندگى و سنتورسازى انتخاب كرده بود راهنمايى كرد. همچنين منوچهر جهانبگلو را تا حدى يارى داد تا در حد استعداد خود، با سنتور آشنا شود. سلسله مقالاتى درباره ساخت سنتور در مجله موزيك ايران نوشت و بعدها در كنار فرامرز پايور، معروف ترين شاگرد سنتورش، با اجراى برنامه هايى در راديو تهران، انجمن هاى فرهنگى (و يكى دو بار، در خارج از كشور)، گوش و هوش شنوندگان موسيقى ايرانى را دوباره با اين صدا آشنا كرد. داوطلبان آموختن سنتور زياد شدند و نزد او روش صحيح نوازندگى را آموختند. على صبا (برادرزاده بااستعداد او)، محمد حيدرى (نوازنده پرآوازه سالهاى ۱۳۴۰)، منوچهر صادقى (اولين معلم سنتور مجيد كيانى در هنرستان) و... داريوش ثقفى كه استاد صبا او را بسى دوست مى داشت و به مادرش مى گفت: «اين شاگردكوچولو خيلى خوب مى شود و اسم مرا در دنيا زنده مى كند.» شهود استاد، اشتباه نمى رفت و كم سال ترين شاگرد او ، در سالهاى بعد، همان شد كه صبا مى گفت. داريوش ثقفى، موسيقيدان حرفه اى نيست ولى برخورد او با موسيقى ایرانی، برخوردى حرفه اى بوده است. او سالهاى طولانى معلم سنتور در هنرستان موسيقى تبريز بود، (در دوره رياست آقاى عزيز شعبانى كه با علاقه از تدريس موسيقى ايرانى حمايت مى كرد)، نوازندگان خوبى مانند زنده ياد دكتر احمد بهجت، از شاگردان او بودند. همچون محمدرضا لطفى درباره او مى نويسد: «نوازنده اى پرقدرت و با احساس كه ريزهايش يادآور هنر رضا ورزنده از سويى و تعليمات استاد صبا از سوى ديگر است.» داريوش ثقفى در موسيقى ايرانی، حضورى فروتن و ناپيدا داشته است. فعاليت مادى او در زندگى از راه طبابت بوده است، تأثيرپذيرى او از آموزشهاى صبا، فرامرز پايور (مدتى كوتاه)، نواخته هاى رضا ورزنده و حبيب سماعى، روش شخصى و اصل او را شكل داده است ودر آثار تك نوازى او قابل مطالعه است. صداى زرين سنتور او، بويژه هنگامى كه براى آموزش آن را كوك مى كند و مى نوازد، نماد مكتب سنتورنوازى صبا و نماينده موسيقى ايرانى است كه اوج خلاقيت و ظرافت آن در هنر اساتيد قديم شنيده شده است. علاوه بر اين، شخصيت والاى انسانى، اصالت مدارى هنرى و رأفت بى حد او به انسانها كه از عشق بى غش او به هستى و ارادت او به معنويت ايرانى برمى خيزد، هم در پزشكى و هم در موسيقى، در شفاى جسم و شفاى جان، خصوصياتى است كه او را از ديگران ممتاز كرده و از او هنرمندى انسان و انسانى هنرمند به تمام معنى ساخته است

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 :: 16:56 :: توسط : MaHdI
درباره وبلاگ
این وبلاگ همو نطور که از اسمش معلومه مثل یه کلبه برای دوستداران موسیقی سنتی ایرانیه و در باره ی موسیقی وادبیات اگر حس کردید خیلی تخصصیه تو نظراتتون بدید
لطفا وقتي به وبلاگ مي آييد نظر نيز بدهيد.
ممنون از توجه یکی از دوستان من اون زمانی که وبلاگ رو زدم فکر نمی کردم که توش می خوام درباره ی موسیقی سنتی مطلب بزنم واشتباه کردم که اسمشو انگلیسی انتخاب کردم.
آرشيو وبلاگ