موسیقی ایرانی در اصفهان
ليلا حسيني
دوشنبه 08 اسفند 1384
علم موسيقي از اهميت و ويژگي خاصي برخوردار است كه با علوم و هنر هاي ديگر قابل قياس نيست. اين علم از جهت عظمت، وسعت، قدمت، كاربرد و تاثير گذاري حايز اهميت است. مي گويند ابونصر فارابي در مجلسي، با نواي موسيقي ابتدا همه را به گريه وا داشت و سپس با نوايي ديگر به خنده انداخت و آنگاه لحن موسيقي را تغيير داد و همه را خواب كرد سپس از مجلس خارج شد.
در مورد موسیقی ایرانی اصفهان بايد گفت كه اين شهر يكي از شهر هايي است كه در شكوفايي و پرورش موسیقی ايراني نقش موثري داشته و هنرمندان و استادان بسياري در آن پرورش يافته اند.
آنچه در موسيقي اصفهان، علاوه بر هنر موسيقايي قابل ذكر است بخش هاي اخلاقي و انساني آن مي باشد كه در كنار تكنيك هاي اجرايي مورد نظر قرار مي گرفته است. يعني استادان علاوه بر اين هنر داراي سجاياي اخلاقي و انساني بالايي بوده اند و اين اخلاقيات را نسل به نسل و سينه به سينه به شاگردان خود منتقل كرده اند. به طور كلي هنرمندان اصفهاني مباني فرهنگي را به موازات هنر موسیقی ایرانی به شاگردان خود آموزش مي دادند.
استاد موسي معروفي نقل مي كند كه جمعي از دوستان از استاد << حبيب الله سماع حضور>> در اواخر عمر درخواست نواختن سنتور كرده بودند، و استاد ابتدا اجازه مي خواهد تا ابتدا وضو بگيرد و با طهارت مشغول نواختن شود. وقتي يكي از حضار از استاد پرسيد كه ساز زدن با وضو گرفتن چه ارتباطي دارد؟ استاد در جواب گفته بودن : از آنجايي كه من هنگام نواختن با خدا راز و نياز مي كنم و مشغول مناجات هستم ، واجب است كه با طهارت باشم.
در زمينه موسيقي، در اصفهان استادان و هنرمندان بزرگي بوده و هستند كه تعدادي از آنها را نام مي بريم:
• استاد حسين خضويي: ميرزا حسين مشهور به ساعت ساز ، موسيقيدان و استاد آواز دوره ناصري بوده است. وي شاگرد ميرزا عبدالوهاب ، خواننده و موسيقيدان معروف اصفهاني بوده كه با سيد حسين طاهرزاده و ناصر صيف در كنسرت هاي انجمن اخوت شركت داشته اند. او با سيد رحيم اصفهاني ، ميرزا حبيب ، سليمان خان امير قاسمي ، و سيد صادق شهاب اصفهاني هم دوره بوده و از معروف ترين شاگردانش مي توان به استاد جلال تاج اصفهاني اشاره كرد.
• سيد رحيم اصفهاني: ايشان از خوانندگان معروف و بنام اصفهان بوده است كه به گوشه هاي موسیقی ايراني اشراف كامل داشته و در خانواده سلطنتي ظل السلطان و شاهزادگان و بزرگان اصفهان هنر نمايي نموده است. سيد رحيم داراي صدايي رسا و توانا بوده ، تحرير هاي او سنجيده و آواز ها را بسيار راحت و با طمانينه مي خوانده. از شاگردان معروف او استاد طاهرزاده ، استاد اديب خوانساري و استاد جلال تاج اصفهاني را ميتوان نام برد
• آقاجان: اين موسيقيدان اصفهاني ، پدر ميرزا حبيب سماع حضور اصفهاني است. آقاجان كمانچه اي را ابداع كرد كه داراي سيم ها و پيچ هاي زياد و دسته بلندي بود و ايستاده نواخته مي شد. نام آنرا "مجلس آرا" نهاده بودند
• نايب اسدالله: اين استاد از موسيقيدانان معروف و از نوازندگان برجسته ، ني در ايران بوده است. او داراي گوشي حساس ، انگشتاني چابك و قريحه و استعدادي كم نظير بود. نايب اسدالله در همنوازي با استادان برجسته عصر ناصري باقر خان و آقا حسينقلي همكاري داشته است. وي در دستگاه معيرالممالك ، ظل اسلطان و فرزندان وي هنر نمايي مي كرده است. از ميان شاگردان وي عبدالخالق اصفهاني و مهدي نوايي شهرت بيشتري دارند.
• تاج الواعظين اصفهاني: شيخ اسماعيل تاج اصفهاني ، پدر استاد جلال تاج اصفهاني مي باشد. او از علم موسیقی ایرانی آگاهي داشت و از صداي گرمي بهرمند بود. شيخ اسماعيل مشوق اصلي استاد تاج بود.
در شهر اصفهان هنرمندان بسياري در زمينه موسیقی ایرانی بوده اند، كه متاسفانه مجال شرح زندگي همه آنها در اين مقاله نيست و تنها به ذكر نام بعضي از اين بزرگواران اكتفا مي كنيم. هنرمنداني همچون عبدالحسين صور (آواز) ، ميرزا حبيب اصفهاني كه به "شاطر حاجي" شهرت داشت ، مهدي نوايي (نوازنده ني) ، سيد حسين طاهرزاده كه گفته است من براي يادگيري موسيقي سختي هاي بسياري كشيده ام و سفر هاي زيادي كردم تا حتي ني زدن چوپان ها را ببينم و شعر خواندنشان را بشنوم، سپس آنرا ساخته و پرداخته كرده و كم كم به صورت گوشه اي در آورم.
از ديگر هنرمندان اصفهاني استاد جلال تاج اصفهاني كه صداي رسايي داشت ، استاد حسن كسايي كه سرآمد ني نوازان ايران است ، استاد جليل شهناز (يگانه خداوندگار تار) ، استاد عبدالوهاب شهيدي (آواز) ، استاد علي تجويدي (آهنگساز و نوازنده ويولون) و بسياري ديگر را مي توان نام برد.
ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
:: 14:43 :: توسط : MaHdI
گذرى بر موسيقى و ساز-هاى ايرانى
اميرمسعود روحى
جمعه 02 دي 1384
در ايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهى به نواختن طبل و كوس و كرنا مى پرداختند. در اوستا بخش يسناها آمده كه پزشكان بيماران خود را با موسيقى ایرانی درمان مى كردند. در آن دوران سه نوع موسيقى آئينى (دينى)، بزمى و رزمى مرسوم بوده است، همچنين در جشن هاى طبيعت و روزهاى تاريخى و ملى نواها و موسيقى ایرانی ويژه اى اجرا مى شد. در دوران هخامنشيان سرودها و ترانه هايى به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا مى كردند كه امروزه در ايلام و سرزمين هاى غرب ايران با همين نام رايج است. در دوران ساسانيان به ويژه بهرام گور و خسرو پرويز موسيقيدان هايى زيرنظر وزير دربار «خرم باش» كار مى كردند. در جشن هاى بزرگ، اين نوازندگان و خنياگران نواها و آهنگ هاى گوناگون اجرا مى كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لورى (خنياگر) از هند براى شادى و پايكوبى مردم به ايران آورد.
نبد هيچ مانند بهرام گور / به داد و بزرگى و فرهنگ و زور
مشهورترين موسيقيدان هاى اين دوران باربد، سركش، رامتين، بامشاد، آفرين و نكيساى چنگ نواز بودند. باربد براى هر روز هفته نوايى ساخت كه به هفت خسروانى معروف است. همچنين براى هر روز ماه سى لحن يا سى دستان و براى ۳۶۰ روز سال غير از پنجه دزديده، ۳۶۰ آهنگ يا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران كه در رديف موسيقى ايرانى است از ساخته هاى نكيسا است كه با چنگ نواخته است. دستان ديگرى به نام دستگاه راست است كه باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه هاى هفتگانه موسيقی ايرانى است، همچنين بايد به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرايش خورشيد، ماه بركوهان (ماه بالاى كوهسار)، كين ايرج، سوگ سياوش و گنج باد، گنج كاووس، تخت تاقديس، فرخ روز، سوگ شيديز و باغ شيرين اشاره كرد.
موسيقی ايرانى داراى هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همايون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهاى ايرانى داراى سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است. در ايران بعد از اسلام با اينكه موسيقى در اسلام نهى شده بود، با اين حال دانشمندان اسلامى و موسيقيدانان بزرگ ايرانى درباره هنر موسيقى كتاب ها و نگارش هايى دارند. از آن جمله مى توان به بزرگان موسيقى در دوره اسلامى اشاره كرد:
۱- نشيط فارسى: از پيشگامان و سازندگان موسيقى عربى در قرن اول هجرى بوده است. (۸۰ هجرى)
۲- ابراهيم موصلى (ارگانى) و پسرش اسحق موصلى متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهيم شعر عرب را به آهنگ ايرانى آراست، گويند او نهصد نغمه موسيقى ساخته و پسرش نيز نوشته هايى در باب اصول موسيقى نگاشته كه امروزه چيزى در دست نيست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجرى)
۳- زرياب: يكى از موسيقيدان هاى ايرانى و شاگرد اسحق موصلى بوده و يكى از برجسته ترين خوانندگان و موسيقيدانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشيد بود. يكى از آثار اوفى الاغانى است. (۲۴۶ هجرى)
۴- ابوالعباس سرخسى يكى از نويسندگان ايرانى و از مردم سرخس بوده و درباره موسيقى دو كتاب از او باقى است. (كتاب الموسيقى الكبير و كتاب الموسيقى الصغير) (۲۸۶ هجرى)
۵- ابوبكر زكرياى رازى دانشمند بزرگ ايرانى كه در رى به تحصيل علوم گوناگون زمان خود مى پرداخت و درباره موسيقى كتاب فى الجمل الموسيقى را نگاشته است. در جوانى نيز عود مى نواخت. (۳۱۳هجرى)
۶- ابن خرداديه جغرافيدان ايرانى بوده و نيايش زرتشتى بوده اند و درباره موسيقى آثارى مانند آداب السماع، طبقات المغنين (درباره خوانندگان) و رساله اى درباره سازهاى زمان ساسانى نوشته است. (۳۰۰ هجرى)
۷- ابونصر فارابى بزرگترين دانشمند قرن سوم و چهارم هجرى است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانى بعد از ارسطو مى دانند. فارابى موسيقى را در بغداد آموخت و سماع طبيعى ارسطو را چهل بار خوانده است و سازى شبيه قانون نيز ساخته است و درباره موسيقى، آثارش عبارتند از: كتاب الموسيقى الكبير- و المدخل الى صناعته الموسيقى و كتاب الموسيقى.
۸- ابوعبدالله خوارزمى در اثرش مفاتيح العلوم از اصول موسيقى و ابزار و سازها سخن گفته است. (۳۷۰ هجرى)
۹- رودكى شاعر نامدار و موسيقيدان بزرگ ايرانى كه چنگ نيكو مى نواخت. (۳۲۹ هجرى)
۱۰- ابوعلى سينا دانشمند برجسته ايرانى معروف به شيخ الرئيس در زمان سامانيان مى زيسته. او در حدود ۱۰۰ كتاب در رساله نوشته است و در بخشى از موسيقى سخن گفته است و يكى از نوشته هاى او درباره موسيقى المدخل الى صناعته الموسيقى است.
۱۱- صفى الدين ارموى يكى از دانشمندان بزرگ ايرانى است كه حدود سال ۶۱۳ هجرى در اروميه به دنيا آمد. عودنواز چيره دستى بود و آثارش در مورد موسيقى كتاب هاى الادوار و شرفيه درباره پرده بندى عود و گام هاى موسيقى است.
۱۲- قطب الدين محمودشيرازى نويسنده كتاب دره التاج كه بخش بزرگى از آن درباره موسيقى است و در سال ۷۱۰ هجرى درگذشت. رساله او در تاريخ موسيقى ارزش زيادى دارد.
۱۳- الجرجانى. شهرت جرجانى بيشتر در علوم ادبى و حكمت است و درباره موسيقى كتاب مقاليد العلوم و دانش هاى ديگر سخن گفته است و در سال ۸۱۶ هجرى درگذشت.
۱۴- عبدالقادر مراغى، نقاش و خوشنويس و عودنواز ماهرى بوده است. از آثار او كتاب مقاصد الالحان و جامع الالحان درباره علم موسيقى است. (۸۳۸ هجرى)
۱۵- احمدالمسلم الموصلى يكى از موسيقيدان هاى ايرانى است كه كتاب درالنفى فى فن الموسيقى را درباره هنر موسيقى و موسيقى نظرى نگاشته است. (۱۱۵۰ هجرى)
برخى از ساز-هاى ايرانى در دوره پيش از اسلام به سه دسته رده بندى شده اند:
الف- سازهاى بادى مانند نى و سرنا و...
ب- سازهاى كوبه اى (ضربه اى) مانند تنبك و...
ج- سازهاى زهى مانند كمانچه و غچك و...
ارغنون: بر وزن اندرون، ساز-ى ایرانی است مشهور و بسيار قديمى. گويند اين سازایرانی را افلاطون وضع كرده است. در نوشته ها آمده ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و نوازنده است كه جملگى يك چيز را به يك بار و به يك آهنگ با هم بخوانند و بنوازند.
بربط: ساز-ى ایرانی است مرغابى شكل كه كاسه كوچك و دسته بلند دارد و عرب ها آن را گرفته، كاسه چوبى را بزرگ، دسته را كوچك و كوتاه كرده و آن را العود نام نهاده اند.
بيشه: ساز-ى ایرانی است بادى كه بيشتر شبانان از آن استفاده مى كردند.
توتك: بر وزن موشك ، ساز-ى ایرانی است مانند نى كه چوپانان مى نوازند.
تنبور: بر وزن زنبور، ساز-ى ایرانی است مانند بربط. عرب ها به آن الطنبور مى گويند.
جلاجل: ساز-ى ایرانی است دف مانند همراه سنج و دايره.
چغانه: بر وزن ترانه، ساز-ى ایرانی است كوبه اى شبيه قانون و برخى آن را همان قانون مى دانند.
چنگ: از ساز-هاى ايرانى پيش از اسلام است كه در ادبيات فارسى و نقش هاى باستانى به چشم مى خورد و در اروپا اين ساز به هارپ معروف است.
دنبره: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور و معرب آن طنبوره است.
دهل: ساز-ى ایرانی است ضربه اى كه در زير بغل گرفته مى نوازند.
رباب: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور كه كاسه اى بزرگ و دسته كوتاهى دارد و روى كاسه پوست آهو مى كشند.
رود: نام ساز-ى ایرانی است قديمى كه در ادبيات فارسى همراه چنگ و رباب آمده است.
زنگل: سازى است قديمى كه داراى زنگوله ها و جلاجل هايى است.
سرناى: سازى است بادى كه به آن ناى رومى نيز گفته مى شود.
سنتور: سازى است خوش صدا كه بر صفحه چوبى آن ۹ تا ۱۲ خرك با سيم هاى زرد و سفيد ديده مى شود و با مضراب مى نوازند.
سه رود: ساز-ى ايرانى است كه تركيب شده از سه ساز چنگ و رباب و بربط.
شاخ و شانه: نام يك ساز ايرانى قديمى است.
شاشك: بر وزن ناوك، سازى است معروف كه به آن رباب نيز گويند.
شاوغر: بر وزن گاوسر، سازى است بادى و نفيرش از كرنا كمتر است و به آن ناى رومين نيز مى گويند.
شاه ناى: كه مخفف آن شهناى است كه به سرناى رومى نيز معروف است.
شش تا: نام سازى است كه به تنبور شش تار معروف است.
شوشك: سازى است كه به آن رباب چهار رود نيز مى گويند.
شهرود: سازى است مانند موسيقار كه ايرانيان و روميان در بزم و رزم نوازند.
عجب رود: از سازهاى بادى است و مانند نى مى نوازند.
عربانه: ساز-ى ایرانی است شبيه دف و دايره و بعضى به آن دايره حلقه دار مى گويند.
عود: همان بربط ايرانى است كه عرب ها نام آن را العود نهاده اند.
غيچك: نام سازى است معروف كه امروزه به آن كمانچه مى گويند.
قانون: نام ساز ايرانى بوده كه با دو حلقه يا زخمه با انگشتان مى نوازند. امروزه به كشورهاى عربى و تركيه راه پيدا كرده است. نوازندگان اين ساز در دوران تيموريان و سلجوقيان و صفويه زياد بوده اند كه مى توان به حافظ قانونى، حافظ مضرابى و رحيم قانونى اشاره كرد كه نقش آنها در عالى قاپو اصفهان ديده مى شود.
موسيقار: سازى است كه از نى هاى بزرگ و كوچك به شكل مثلث به هم وصل است و داراى صداى جالبى است كه درويشان و شبانان مى نوازند و نام پرنده اى نيز است.
مولو: سازى است كه از شاخ آهو ساخته و داراى حلقه هايى نيز است.
مهرى: نوعى از ساز چنگ است و يكى از نام هاى چنگ است.
ناى مشك: نام سازى است بادى كه به آن نى انبان نيز مى گويند.
نى هفت بند و نى لبك نيز از سازهاى بادى ايرانى هستند.
ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
:: 14:39 :: توسط : MaHdI
من قبلا در باره ي سنتور مطلب گذاشته بودم ولي براي ياد آوري درباره ي ساختار ساز سنتور مطلبي مي ذارم
این ساز از جعبهای ذوزنقهای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارتاند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع میکند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً 9تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» مینامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم همکوک عبور میکند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده میشود. گوشیها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شدهاند. سیمهای سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم میشوند. دسته سیمهای سفید بر روی خرکهای ردیف چپ و سیمهای زرد بر روی خرکهای ردیف راست به تناوب قرار گرفتهاند. طول قسمت جلوی خرک در سیمهای سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و میتوان در پشت خرک نیز از سیمهای سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بمتر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا میدهد.
ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387
:: 14:57 :: توسط : MaHdI
عبد الله دوامي، در كنار برومند و شهنازي و صبا ، يك عمر در تداوم اصالتهاي موسيقي ايران كوشيد. او از معلمان بزرگ موسيقي رديف است. در جواني نزد علي خان نايب السلطنه تعليم گرفت و چند سال بعد همراه هنرمندان بزرگ موسيقي وقت، به خارج سفر كردو صفحه هاي از صداي او ضبط شد
او لوح محفوظ رديف هاي آوازي و سازي و قطعه هاي اصيل قديمي بود و يك عمر هر چه مي دانست ، بيدريغ به هنر آموزان جوان آموخت . دوامي نيز مثل بيشتر هنرمندان قديم ، اهل معنويت و خلوص وسادگي بود و با هنرش مي زيست. او عضو هيات موسيقيدانان سنتي بود و براي ضبط صفحه به خارج از كشور سفر مي نمود. او همچنين مدرّس آواز در هنرستان ملي موسيقي بود
آثار: از او نوارهاي خصوصي اي باقي مانده است كه بيشتر جنبه آموزشي دارند. نت رديف آوازي او و تصنيف هاي قديمي ، به كوشش فرامرز پايور چاپ شده و آلبوم نوارهاي رديف آوازي او نيز انتشار يافته است. صفحات گرامافون به همراه درويش خان ، سيّد حسن طاهرزاده ، ابوالحسن اقبال آذر و باقر خان رامشگر ، نوارهاي خصوصي تدريس به شاگردان مختلف ، پنجاه تصنيف عارف (ضبط توسط ابراهيم منصوري).
شاگردان استاد: استاد ابوالحسن صبا، استاد فرامرز پايور، استاد محمود کريمي، استاد نصرالله ناصح پور، استاد محمدرضا شجريان، استاد محمدرضا لطفي، استاد ناصر فرهنگ فر، استاد حسين عليزاده، استاد پرويز مشکاتيان، استاد داريوش طلائي، مجيد کياني، محمد حيدري فاطمه واعظي(پريسا)، فاخره صبا، تورج كيارس، كريم صالح عظيمي، شاپور حاتمي، نورعلي خان برومند، شهرام ناظري، سيما بينا، رامبد صديف ...
به سال 1270 در (طا) كه يكي از دهات تفرش مي باشد كودكي ديده به جهان گشود كه والدينش نام عبدالله را براي او بر گزيدند.
عبدالله دوران كودكي را در اين ده سپري كرد وتحصيلات ابتدايي را نزد تني چند از ملاهاي ده فرا گرفت. وي پس از چندي به تهران آمد و در مدرسه تربيت نام نويسي كرد و در اين مدرسه با ركن الدين خان مختاري همكلاس بود.
وي شبي در منزل شخصي به نام مجدالممالك كه از دوستانش بود با علي خان نايب السلطنه كه از خوانندگان بزرگ آن زمان بود آشنا شد و در حضور وي قطعه يي بنا به درخواست مجدالممالك مي خواند كه مورد قبول علي خان نايب السلطنه قرار مي گيرد و او دوامي را تشويق مي كند كه نزد وي آواز كار كند و اولين مشق خود را كه دستگاه شور بود نزد علي خان آغاز مي كند كه اولين استاد وي همين شخص مي باشد.
عبدالله دوامي پس از چندي نزد استادان : آقا ميرزاحسينقلي، حسين خان كمانچه كش، درويش خان، ملك الذاكرين و آقا ميرزا عبدالله رفت و بسياري نياموخته ها را از آنان آموخت و خود شد استاد عبدالله خان دوامي.
دوامي قبل از انقلاب مشروطيت براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران و براي حفظ و حراست و اشاعه آن قرار شد كه به اتفاق اقبال السلطان و باقر خان و مشير همايون شهردار و عده يي ديگر به برلن بروند ولي به واسطه جنگ جهاني اول وقفه يي در اين مسافرت هنري پيش آمد كه اجبارا به جاي برلن به تفليس و قفقاز رفتند و تصميم خود را آنجا عملي كردند.
استاد دوامي مدت هفت سال در اداره پست كار كرد و پس از اين مدت به وزارت دارايي منتقل و تا پايان دوران باز نشستگي در اين وزارتخانه مشغول كار بود.
وي از فروردين ماه 1334 همكاري خود را با سازمان راديو و تلوبزيون وقت وقت و مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران شروع كرد كه به واسطه كبرسن شاگردان را در منزل تعليم مي داد.
استاد عبدالله خان دوامي در بيستم دي ماه 1359 دار فاني را وداع گفت.
ارسال شده در تاریخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
:: 17:56 :: توسط : MaHdI
درباره وبلاگ
این وبلاگ همو نطور که از اسمش معلومه مثل یه کلبه برای دوستداران موسیقی سنتی ایرانیه و در باره ی موسیقی وادبیات اگر حس کردید خیلی تخصصیه تو نظراتتون بدید لطفا وقتي به وبلاگ مي آييد نظر نيز بدهيد. ممنون از توجه یکی از دوستان من اون زمانی که وبلاگ رو زدم فکر نمی کردم که توش می خوام درباره ی موسیقی سنتی مطلب بزنم واشتباه کردم که اسمشو انگلیسی انتخاب کردم.